تعاليم قرآن (ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٢
در حالى كه اگر مقام پروردگار خود را مىشناخت و به ياد او بود، يقين مىكرد كه نزد پروردگار خود حياتى دارد كه آميخته با مرگ نيست و ملكى دارد زوالناپذير و عزّتى دور از خوارى، و يقين مىكرد كه دنيا خانه گذر است و حيات و زندگى دنيا در مقابل آخرت اندكى بيش نيست و آن گاه دلش به آنچه خدا روزىاش كرده قانع مىشد و زندگى دنيا برايش كم اهميت مىگرديد و سختىها براى او آسان مىگرديد.
به خاطر همين اعتقاد، مؤمن زندگى آزاد و سعادتمندانهاى دارد و در حال ثروتمندى و فقر، سعادتمند است، ولى كافر داراى چنين حياتى نيست. زندگى او در دو كلمه خلاصه مىشود: نارضايتى از آنچه دارد و دلبستگى بدانچه ندارد و اين است معناى «تنگى معيشت». «١» بعضى گفتهاند منظور از «تنگى معيشت» عذاب قبر و شقاوتهاى زندگى برزخى است كه البته اين هم مىتواند يكى از مصاديق آن باشد. «٢» كورى در قيامت دومين اثر رويگردانى از ياد خدا نابينايى در آخرت است. اين عذاب، در حقيقت تجسم همان فراموشكارى و خود را به فراموشى زدن در دنياست. كافران در اين دنيا، چشم دلشان را به روى حقايق و نشانههاى خدا مىبندند و ياد خدا را به فراموشى مىسپارند، خداوند نيز در قيامت آنها را فراموش كرده، بينايى آنها را مىگيرد و چون اعتراض مىكنند همين جواب را مىشنوند. «٣» غفلت از حساب اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ وَ هُمْ فى غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ (انبيا، آيه ١)
(روز) حساب مردم نزديك شد در حالى كه آنان در غفلتى رويگردانند.