سازمانهاى بينالمللى و منطقهاى - جمالی، حسین - الصفحة ٦٣
بنابراين، اگر يك عضو دايم، رأى منفى دهد، تصميم گيرى نسبت به آن موضوع «وتو» شده است. پس «حق وتو» عبارت است از استفاده از رأى منفى براى عدم تصويب موضوعى به وسيله اعضاى دايم شوراى امنيت.
ج- دليل حق وتو از ديدگاه كشورهاى قدرتمند:
كشورهاى بزرگ استدلال مىكنند كه سنگينى مسؤوليت حفظ صلح و امنيت بينالمللى به دوش آنهاست. آنها هستند كه اگر خطرى جهان را تهديد كند، بايد پا در ميان گذارند و مانع بروز جنگ جهانى ديگر شوند و اگر چنين جنگى در گرفت، به وسائل گوناگون شعله آن را خاموش سازند. پس اگر آنها چنين امتيازى نداشته باشند، ممكن است شوراى امنيت تصميمى بگيرد كه با مصالح كشورهايى كه نقش اساسى در حفظ صلح جهانى بر عهده دارند مغاير باشد. «١» د- تعديل حق وتو:
قطعنامه اتحاد براى صلح به عنوان يك تعديل در حق وتو شناخته شده است. اين قطعنامه كه در سال ١٩٥٠ به درخواست آمريكا، در كشاكش جنگ سرد بين آمريكا و شوروى و استفاده طرفين از حق وتو در موارد زياد، در مجمع عمومى طرح و تصويب شد، اقدام براى حفظ صلح جهانى را در هنگام عدم توافق اعضاى دايمى به مجمع عمومى واگذار مىكند.
«هرگاه شوراى امنيت به علت عدم توافق بين پنج عضو دائمى شورا، در اجراى مسؤوليت خود، در حفظ صلح و امنيت بين المللى و همچنين در تهديد عليه صلح و يا برهم زدن صلح و اقدام به تجاوز موفق نشود، مجمع عمومى به منظور تصويب توصيههاى لازم به اعضاى سازمان براى اقدامات دسته جمعى مسأله رافوراًمورد شوروبحث قرار مى دهد. اين اقدامات درمواردى كه مساله نقض صلح و اقدام به تجاوز پيش آمده باشد، مىتواند در صورت لزوم شامل به كار بردن قواى نظامى به منظور برقرارى صلح و امنيت بين المللى نيز بشود.» «٢»