سرداران صدر اسلام(ج5) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨١
در اين ميان، عبدالله بن عباس، يكى از امضا كنندگان اين قرار داد از طرف سپاه على عليه السلام بود. «١» على (ع) ابن عباس را براى حكميّت نامزد مىكند درابتدا على عليه السلام با اصل موضوع حكميّت مخالف بود، وآن را فريبى مىدانست كه دشمن به منظور فرار از شكست حتمى دست آويز كردهاست، وازهمين رو آن حضرت در لزوم ادامه جنگ تا پيروزى نهايى بر لشكر معاويه ترديدى نداشت. ولى در اثر فشارى كه كوته نظران سياه دل براو وارد كردند، آن حضرت ناگزير شد با پذيرش حكميّت موافقت كند.
پس از اين موافقت، باز برسر تعيين نماينده آن حضرت در مذاكرات نزاع درگرفت مخالفان، با اصرار زياد ابو موسى اشعرى را پيشنهاد مىكردند، ولى على عليه السلام با اين درخواست مخالف بود، چون ابوموسى مردى بود نادان وخام، وكينه ودشمنى او نسبت به اميرمؤمنان على عليه السلام برهمه آشكار بود وبه هيچ وجه صلاحيت نمايندگى آن حضرت رانداشت. از اين رو على عليه السلام، ابن عباس را براى انجام اين امر مهم پيشنهاد كرد. آن حضرت درمقام بيان نقطه نظر خود چنين فرمود:
معاويه براى اين كار كسى را مطمئن تر ومورد اعتماد تر از عمروعاص نمىشناسد، وجز او ديگرى رانمى گمارد، پس شما نيز عبدالله بن عباس رابه مقابله با او بفرستيد، زيرا عمرو هرگره ومشكلى كه پيش آورد عبدالله خواهد گشود، وعمرو گرهى نگشايد مگر اينكه عبدالله گره خواهد زد، وهركارى را عمرو ابرام نمايد عبدالله نقض كند، وهر امرى را