سرداران صدر اسلام(ج5)

سرداران صدر اسلام(ج5) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٨

ابن عباس همراز على (ع)
پس از به شهادت رسيدن محّمد بن ابى بكر، وسقوط مصر در دست سربازان معاويه، على عليه‌السّلام دردهاى دلش را طىّ نامه‌اى براى ابن عباس بازگو كرده وخطاب به او چنين مى‌نويسد:
بنام خداوند بخشنده مهربان. از بنده خدا علىّ اميرمؤمنان به عبدالله بن عباس درود بر تو. خداى را سپاس مى‌گويم كه جز او خدايى نيست. اما بعد مصر به دست معاويه تصرّف گشت ومحمد بن ابى بكر شهيد شد، شكايت او رانزد خدا خواهيم برد ابن عباس در پاسخ نوشت:
بسم الله الرحمن الرحيم به بنده خداعلى بن ابى طالب اميرمؤمنان عليه السلام از عبدالله بن عباس. سلام ودرود ورحمت وبركات خدابر تو باد اى اميرمؤمنان. نامه‌ات رسيد، كه خبر تصّرف مصر وشهادت محمد بن ابى بكر را اطلاع داده بودى، خداوند درهمه حال كمك ماست، خدا محمد بن ابى بكر را رحمت كند، وتو راپاداش نيكو دهد اى اميرمؤمنان.
از خدا مى خواهم كه نسبت به ملّتى كه تو را گرفتار آن كرده براى تو گشايش و راهى قرار دهد، وبه وسيله فرشتگان هرچه زودتر يارى و عزّت بخشد، كه خداوند اين آرزو را برآورده خواهد كرد، وتو راعزّت مى‌بخشد، و دعايت را مستجاب، ودشمنت را نابود خواهد نمود.
تو راخبر مى دهم اى اميرمؤمنان، كه چه بسا مردم درآغاز اهمال كارى كنند ولى پس از آن دلگرم شوند، پس با آنها مدارا كن، ولطف ومحبت خود را از ايشان دريغ مدار، وباآنان دمساز شو، وبه آنها وعده نيكى و احسان ده، وبراى خشنودى آنان از خدا كمك بگير، خداوند پشتيبان تو باشد. «١»