سرداران صدر اسلام(ج5)

سرداران صدر اسلام(ج5) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٥

بازگشت به ذى قار وقتى اهل كوفه تصميم گرفتند كه به يارى اميرمؤمنان على عليه‌السّلام برخيزند، ودسته‌اى سبكبال آماده حركت شدند، ابن عباس وفرستادگان على عليه‌السّلام همراه كسانى كه به آنها پيوسته بودند به سوى ذى قار شتافتند تا به على عليه السلام به پيوندند، وگزارش آمادگى وتلاش وفعاليت مردم كوفه در پيروى از آن حضرت رابدهند، وبگويند كه آنهابدون سرپيچى وتأخير به آن حضرت خواهند پيوست.
ابن عباس زود تر از ديگران خود را به على عليه‌السّلام رساند تا آن حضرت براى حركت وجنگ در همان حال نامه اى از بصره به دست على عليه السلام رسيد كه درآن گزارش مشروحى در باره رفتار وحشيانه جمليان با كارگزار آن حضرت (عثمان بن حنيف) نوشته شده بود. درنامه آمده بود كه دشمن خون مردم را حلال نموده، اموال مردم را غارت كرده، پيروان و ياران آن حضرت راكشته و در شهر آشوب بر پا كرده است ابن عباس، على عليه‌السّلام را در حالى كه غم و اندوه سراپاى وجودش را فراگرفته بود ديد، و گزارش اطاعت و پيروى مردم كوفه را و اين كه آنان به زودى به كمك آن حضرت خواهند آمد، به عرض رسانيد.
حضرت على عليه‌السّلام از اين خبر خوشحال شد، و در انتظار نيروى امدادى كوفه ايستاد تا به كمك آنان دشمن را نابود سازد. «١» مردم كوفه در ذى قار به على عليه‌السّلام پيوستند و با خوشحالى گفتند:
حمد وسپاس خداى را كه دوستى تور ا به ما اختصاص داد و ما را با يارى رساندن بتو كرامت بخشيد. «٢»