سرداران صدر اسلام(ج5) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٤
نامه ديگرى ازعلى عليهالسّلام به ابن عباس در دست است كه در آن نامه حضرت على عليهالسّلام ازاقدام جهت تأمين نيروهاى لازم و يارى سپاه اسلام سخن مىراند. مسلمانان و مؤمنانى راكه در حوزه مأموريت تو هستند نزد من فرست، و به آن مردم توانايى مرا برايشان و چشم پوشى مرا از آنان يادآورى كن، و آنان را به جهاد تشويق كن، وازفضيلتى كه دراين كار است آگاهشان ساز. «١» بسيج نيرو ابن عباس به منظور بسيج هر چه بيشتر نيروها جهت يارى رسانى به على عليهالسّلام، در اجتماع مردم بصره به خطبه ايستاد وخدا را ستايش و سپاس كرد، آنگاه گفت:
اى مردم براى عزيمت نزد امام خود آماده شويد، و چه سبكبار و يا سنگينبار، ساز و برگ خود را بر گيريد، و با جان و مال خويش به جهاد پردازيد، زيرا شما با گروهى كه محرمات را حلال شمرده و از حق سرتافتهاند و با كسانى كه قرآن نمىخوانند و حكم كتاب خدا رانمىشناسند و در برابر دين خدا تسليم نيستند پيكار مىكنيد، و جهادتان زير پرچم اميرمؤمنان و پسر عمّ پيامبر خدا صلىالله عليهوآله خواهد بود، او كه براى امر به معروف و نهى از منكر به پا خاسته و براى حق مىرزمد و به راه هدايت استوار است و به حكم قرآن فرمان مىدهد. كسى كه رشوهكارى دراو راهى ندارد و از چرب زبانى با تبهكاران بدوراست، و در برابر خدا از سرزنش هيچ ملامتگرى هراسى ندارد. «٢» مردم با جنب و جوش و شتابان آماده حركت شدند. ابن عباس ابوالأسود