سرداران صدر اسلام(ج5)

سرداران صدر اسلام(ج5) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٧

پاسخت را داد تو نيز جواب رااز وى دريغ مدار وقتى اين نامه به عمرو رسيد آن را نزد معاويه برد وگفت:
تو مرا به اين كار واداشتى، واين نامه نگارى، من وتو رااز فرزندان عبدالمطلب بى نياز نكرد، دل ابن عباس وعلى يكى است، هردو زاده عبدالمطلب هستند. «١» نامه‌اى ديگر معاويه پيوسته با ابن عباس نامه نگارى مى كرد، وابن عباس بانرمى پاسخ او رامى داد واين روش تا پيش از بالا گرفتن كار جنگ ادامه داشت. اما پس از آنكه شاميان به هلاكت رسيدند معاويه گفت:
ابن عباس مردى است از قريش، من در باره دشمنى بنى هاشم با ما نامه‌اى به وى مى نويسم واو رااز پيامدهاى اين جنگ مى‌ترسانم شايد از مادست بدارد.
ازاين رو به وى نوشت:
شما اى گروه بنى هاشم درآزردن احدى به اندازه آزردن ياران عثمان بن عفّان شتاب نداريد تاآنجا كه طلحه وزبير راكه به خونخواهى او برخاسته بودند، كشتيد، اگر همه اينها براى جلوگيرى ازحكومت خاندان بنى اميّه است، پيش از اين نيز خاندانهاى عدى وتيم (ابوبكر وعمر) عهده دار حكومت شدند و (شما نه تنها با آنان به مقابله برنخاستيد) بلكه سربه فرمان آنها سپرديد و اظهار اطاعت كرديد، ورويدادهايى پيش آمد كه آنها رابه عيان ديده ايد، واين جنگها ما وشما را از پاى درآورده چندانكه‌