سرداران صدر اسلام(ج5)

سرداران صدر اسلام(ج5) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٩

النطاقين دختر ابوبكر صديّق است، وعمّه ام خديجه سرور زنان عالم است، وصفيّه عمه رسول خدا مادر بزرگ من است، وعايشه مادر مؤمنان خاله‌من است! آيا مى‌توانى همه اينها را انكار كنى! ابن عباس گفت:
شرافتى بس بزرگ وافتخارى بس ارزنده رايادآور شدى، ولى تو با كسى مفاخره مى‌كنى كه به فخر او مفتخرى، وبه بزرگوارى او بزرگ شده‌اى چون همه افتخارات تو به رسول خدا صلى اللّه عليه وآله باز مى گردد، ومن درافتخار به آن حضرت ازتو سزاوارترم، عبدالله گفت:
اگر بخواهى افتخاراتم بر تو را پيش از زمان پيامبر صلى اللّه عليه واله بيان كنم.
ابن عباس گفت:
به انصاف سخن گفتى، اى گروه حاضر، شما رابه خدا سوگند مى دهم، آيا در ميان قريش عبدالمطّلب، هاشم و عبدمناف والاتر هستند يا خويلد واسد و عبدالعزّى؟
گفتند: عبد مناف و هاشم و عبدمناف.
ابن عباس گفت:
آيا بامن مفاخره مى كنى اى پسر زبير، درحالى كه قضاوت رسول خدا عليه تواست واين شوخى نيست، اگر باكسى ديگر جز من مفاخره مى كردى بر او پيروز مى شدى، ولى تو باخورشيد تابان سربه سر گذاشته اى.
رسول خدا صلى اللّه عليه وآله حكم به برترى ما كرد، آنجا كه فرمود: