سرداران صدر اسلام(ج5)

سرداران صدر اسلام(ج5) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٢

لشكر شام بودند، به طايفه ربيعه كه ميسره لشكر على عليه السلام راتشكيل مى‌دادند، حمله ور شدند، ابن عباس فرمانده ميسره لشكر على عليه السلام بود دراين حمله، طايفه ربيعه استقامت و پايدارى اعجاب‌انگيزى ازخود نشان دادند. «١» توطئه‌اى ديگر پيكار خونين صفين دورنماى تاريكى در برابر ديدگان معاويه و اطرافيانش ترسيم مى‌كرد، از اين رو معاويه به ترفندهاى جديدى مى‌انديشيد تا به كمك آن على‌عليه‌السلام را به شكست بكشاند از جمله اين حيله‌ها، فرستادن نامه به تنى چند از بزرگان سپاه امام عليه السلام بود كه درآن نامه‌ها، آنان را همتاى حضرت معرفى وبازمينه‌سازى ايشان را وسوسه مى كرد تا بر امام عليه السلام بشورند وبدين سان مى خواست از يك جبهه نيرومند داخلى برآن حضرت ضربه وارد كند.
براساس اين طرح، نخست برادر خود عتبه را نزد اشعث بن قيس فرستاد و سعى كرد او رابه عنوان بارزترين چهره پس از على عليه السلام وانمود كند، و با او درباره پايان جنگ وارد مذاكره شود ولى اشعث پيشنهاد او رانپذيرفت و از جانب خودش معاويه را ناكام نمود.
نامه‌اى از معاويه‌ معاويه پس از مأيوس شدن از اشعث، به عمروبن عاص گفت:
بى‌گمان پس از على رئيس ورهبر مردم عبدالله بن عباس است، اگر نامه‌اى به او نوشته شود شايد بتوان او را رام كرد، واگر سخنى بگويد على با او مخالفت‌نمى‌كند، واينك جنگ مارا بلعيده‌است، وجز بانابودى همه شاميان، ما رابه عراق دسترسى نيست.