سرداران صدر اسلام(ج5) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٣
بنىهاشم نامه نگارى مىكرد. ابن عباس كه از سران بنى هاشم به شمار مى آمد، از اين قاعده بركنار نبود وهر از گاهى پيك معاويه نامهاى به دستش مىداد.
معاويه به حكم دشمنى ديرينهاش باخاندان وحى ورسالت، درنامههاى خود، زبان طعن وافترا ودروغ بافى گشوده، استدلالهاى ميان تهى را پيش مىكشيد، و نهايت كوشش خود را در انكارحق خلافت و امامت اهل بيت عصمت وطهارت به كار مىبرد.
ابن عباس مانند ساير بنى هاشم، نامههاى معاويه را بى كم وكاست پاسخ گفته، وياوه سرايىهاى او را با استدلالى قوى ومتين رد مىكرد. ابن عباس در يكى از اين نامهها، در پاسخ به معاويه كه درنامهاش سخن از طلحه وزبير به ميان آورده وبراى آنان اشك تمساح ريخته بود، چنين مىنويسد:
«.. وامّا در باره طلحه وزبير، بايد بگويم كه آنها در حق عثمان شرارت كردند، و او راسخت در فشار گذاشتند، آنگاه بيعت خود را باعلى عليه السلام شكستند، وبراى رسيدن به حكومت وقدرت قيام كردند. با آنان به دليل بيعت شكنى شان جنگيديم، همان گونه كه باتو به خاطر ياغىگرىات پيكار كرديم.» «١» ابن عباس و عمروعاص ابن عباس با معاويه و سردمداران دستگاه حكومتى او ستيزى سخت داشت، عمروعاص كه مرد شماره دوى دستگاه معاويه به شمار مىرفت هيچ گاه از سخنان آتشين وافشاگرانه ابن عباس درامان نبود وپيوسته از سوى ابن عباس نكوهش وتحقير مى شد.