سرداران صدر اسلام(ج5)

سرداران صدر اسلام(ج5) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٠

هيچ گاه دو گروه از يكديگر جدا نشد، مگراين كه من دربهترينشان بودم، ما وتو پس از قصّى بن كلاب از يكديگر جدا شديم، آيا ما درگروه بهتر هستيم يانه؟ اگر گفتى آرى، محكوم شده اى، و اگر بگويى نه، كافر شده‌اى.
باشنيدن اين سخنان، بعضى از حاضران خنديدند.
عبدالله بن زبير گفت:
به خداسوگند، اگر نه اين بودكه تو ميهمان ماهستى واحترام تو بر ما لازم است، هر آينه پيش از برخاستن، از پيشانيت عرق سرازير مى‌كردم.
ابن عباس گفت:
چرا؟ آيا مى سرداران صدر اسلام(ج‌٥) ١٣١ خودستايى عبدالله‌بن زبير ص : ١٢٧ خواهى سخن باطلى را بگويى، بدان كه باطل برحق پيروز نخواهد شد، يا سخن حقى براى گفتن دارى؟ وحق از ناحق هراسى ندارد جمع حاضردست ابن عباس راكه درآن زمان نابينا شده بود گرفتند و گفتند: اى مردبرخيز كه براى چندمين بار او رامحكوم كردى.
ابن عباس ازجابرخاست واين بيت را گفت:
هان اى خويشان من، كوچ كنيد وبرويد، كه اگر مرغ سنگخواره رارها كنند به خواب خواهد رفت.
ابن زبير گفت:
اى صاحب مرغ سنگخواره، بنزد من بيا، تو مرا رها نمى كنى تاسخنم را بر زبان بياورم. به خدا سوگند، همه مى داننند كه من از پيشگامان دراسلام هستم، وفرزند يار نزديك پيامبر صلى اللّه عليه وآله كه راستگو ومفتخر به پاكيزه ترين شرافتهاست مى باشم. كسى كه از طليق (رهاشده) بهتر است (نظرش به عباس است).