سرداران صدر اسلام(ج5)

سرداران صدر اسلام(ج5) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٧

اين درحالى است كه علماى ديگر چون علّامه حلّى (ره) «١» سيدبن طاووس، شهيد ثانى، و علامه محسن امين، «٢» آن روايت را ضعيف دانسته و ضمن ردّ «نظركشى»، ابن عباس رااز شيعيان مخلص ومقرب به اهل بيت و وفادار به ائمه عليهم السلام دانسته‌اند.
ابن ابى الحديد نيز با توجه به سوابق درخشان وبزرگوارى وشخصيت والاى ابن عباس نظر دوم را به حقيقت نزديكتر مى‌داند وآن را تأييد مى‌كند. شايد بتوان علّت اين تهمت را در دو مسأله جستجو كرد:
١. دشمنى ديرينه امويان ومروانيان با ابن عباس، زيرا او بامناظرات و احتجاج‌هائى كه بامعاويه وابن زبيرداشت، حقانيت علويان واهل بيت (ع) را ثابت مى‌كرد.
٢. امويان خود به غارت بيت‌المال مى پرداختند، ازاين رو براى توجيه اين غارتها وتجاوزها به اموال مردم، به جعل اين واقعه واتهام پرداختند تاشخصيت وموقعيت علويان را بكوبند. «٣» البته بايد توجّه داشت كه به فرض واقعيت داشتن چنين جريانى، وى با رسيدن نامه حضرت توبه كرده وبه بصره بازگشته است، اين مسّلم است كه ابن عباس قبل از شهادت على عليه السلام، در بصره بوده وپس از شهادت آن حضرت در كوفه براى امام حسن عليه‌السّلام ازمردم بيعت گرفته واز جانب آن حضرت نيز به استاندارى بصره گمارده شده است. «٤»