سرداران صدر اسلام(ج5)

سرداران صدر اسلام(ج5) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٤

كسانى است كه درجنگ بدر شركت داشته است اگر او سخن بگويد مردم به سوى تو رو مى‌آورند و من نيز با او مى‌روم و فرزندت حسن رانيز همراه ما بفرست.
على عليه‌السّلام نظر ابن عباس را پذيرفت و آنها رابه كوفه فرستاد در كوفه ابن عباس، به امام حسن (ع) وعمّار گفت:
ابوموسى مردى است عاق (بازدارنده از خير) اگر بااو رفيق شويم به خواسته مان مى‌رسيم‌ آن دو گفتند: آنچه مى خواهى انجام بده‌ ابن عباس به ابوموسى گفت:
اميرالمؤمنين ما رابه سوى تو فرستاد زيرا مى دانست تو مطيع خدا و رسول هستى و راهى را انتخاب مى كنى كه ما اهل بيت آن رابپسنديم‌ ابوموسى رام شد وبيعت كرد سپس عمار در دو مرحله بالاى منبر رفت و براى مردم سخن گفت و مردم رابه پيروى اميرالمؤمنين عليه السلام فراخواند ابن عباس مى‌گويد:
من چون بالاى منبر رفتم ابوموسى خواست مراپائين بياورد گفتم تو مرااز منبر پائين مى‌آورى؟
وقبضه شمشيرم را به دست گرفتم وگفتم: درجاى خود بمان اگر پائين آمدم تو رابه وسيله آن ادب خواهم كرد واو حركت نكرد ومردم با اميرالمؤمنين بيعت كردند در همان ساعت ابوموسى راخلع كردم وقرضةبن عبداللّه انصارى رابه جاى او منصوب نمودم واز كوفه بيرون نرفتم تا اينكه حدود هفت هزار نيرو براى على عليه‌السّلام حركت دادم. «١»