سرداران صدر اسلام(ج5)

سرداران صدر اسلام(ج5) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣

٧. روزى مردى شامى نزد عبدالله بن عباس آمد وچنين گفت:
قبيله من برايم هزينه سفر جمع كرده، ومرا نزد تو فرستاده‌اند من امين آنها هستم، وتو را نسزد كه مرابدون پاسخ درست برگردانى. مردم ما در باره خلافت على عليه‌السّلام در شك و ترديد به سر مى‌برند، مشكل آنان رابگشا، كه خداوند مشكلات تو رابگشايد.
ابن عباس گفت:
اى مرد شامى، مَثَل على عليه‌السّلام در ميان اين امّت در فضل ودانش، مانند بنده صالحى است ك موسى عليه السلام بااو ديدار كرد.
سپس حديث ام سَلمَه را يادآورى نمود كه فضايل بسيارى براى على عليه السلام دربرداشت مرد شامى گفت:
اى ابن عباس، سينه‌ام را پراز نور وحكمت كردى، و گره شك وترديد را گشودى، خدابه تو گشايش عنايت كند، شهادت مى دهم كه على عليه السلام آقا وسرور من وهر مرد مؤمن وزن مؤمنه است. «١» ابن عباس، خانه زاد پيامبر (ص)
رفت وآمد عبداللّه به خانه پيامبر صلى اللّه عليه وآله امرى عادى به شمار مى‌رفت، زيرا او عموزاده پيامبر وميمونه كه يكى از همسران رسول خدا است خاله او بود.
بدين سبب است كه او در عين خردسالى، احاديث واخبار بسيارى از پيامبرصلى الله عليه وآله شنيده وروايت كرده است، وهمچنين در علوم قرآن و فقه گوى سبقت از ديگران ربوده است واز برجسته ترين شاگردان اميرمؤمنان على عليه السلام بشمار مى رود.