سرداران صدر اسلام(ج5) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩
اثبات حقانيت على عليهالسّلام ابن عباس به على عليه السلام وبرترى آن حضرت بر مدعيان جانشينى پيامبر صلى اللّه عليه وآله اعتقاد راسخ داشت. نمونه هاى ذيل بيانگر اين عقيده استوار اوست.
١. پس از رحلت رسول خداصلى الله عليه وآله روزى يك يهودى وارد مدينه شد، مردم او را به ابوبكر راهنمايى كردند، مرد يهودى در برابر او ايستاد وبه او گفت:
مىخواهم چيزهايى از تو بپرسم كه جز پيامبر يا جانشين راستين او پاسخ آن رانمىداند.
ابوبكر گفت: هرچه مىخواهى بپرس، يهودى گفت: آن چيست كه خدا ندارد، وآن چيست كه نزد خدانيست، وآن چيست كه خدا به آن آگاه نيست؟
ابوبكر گفت: اى يهودى، اينها پرسشهاى بيدينان است.
آنگاه ابوبكر وديگر مسلمانان قصد آسيب رسانى به مرد يهودى را كردند. ابن عباس به آنان گفت: منصفانه با اين مرد برخورد نكرديد.
ابوبكر گفت: مگر آنچه را به زبان آورد نشنيدى؟
ابن عباس گفت: اگر پاسخ او راداريد بگوييد، وگر نه او رانزد على عليهالسلام ببريد تا پاسخ او رابدهد، زيرا من از رسول خدا صلى اللّه عليه وآله شنيدم كه درحق على عليهالسلام مىگفت: خداوندا قلب او راهدايت كن، و زبانش را استوار بدار، ابوبكر و حاضران برخاستند ونزد على عليه السلام رفتند. پس از حضور نزد آن حضرت: ابوبكر گفت: يا اباالحسن، اين يهودى پرسشهاى بيدينان را نزد من آورده.