سرداران صدر اسلام(ج5) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٤
كه بهره خود را فراموش مكن، چه، فراموشكار زيانبار است.
اى فرزند كسى كه آب زمزم به حاجيان مى نوشانيد، با اين فضيلت بر همه مردم فخر ومباهات كن.
هرشير شرزهاى، شيرهاى ديگر در بيشهها در كنار خود دارند.
كه اگر درميان ايشان مقايسهاى صورتگيرد، دنبال با دنبال وسرباسر همسنگ شود.
جانم به قربانت خوب نگاه كن پيش از آن كه شكننده نبردى ديگر درگيرد كه ديگر باهيچ درمانى بهبود نيابد.
به درستى كه اهل عراق واهل شام پس از جنگى ويرانگر ديگر طعم خوش زندگى نخواهند چشيد.
بسر «١» وامثال بسر وديگر (جنگ افروزان) وكسانى كه هم آواز آنانند خود سبب تباهى عراق ومردمى وسوسه گرند. آنها گروهى تهى از نيكىها هستند وهمگى بىهنرند، همه ايشان از اين جام من هم بى ارزش ترند.
به عقيده من صلح باشاميان براى شما خير است. وخدا آگاه است كه صلح وسازش هيچ زيانى ندارد.
تقوا در نگهبانى و پايدارى اين صلح است كه جز نادان.
آنها را ناديده نگيرد و بيخردان چون هوشمندان نباشند.
چون (عمروعاص) شعرش را به پايان آورد آن رابه معاويه نشان داد، معاويه گفت: نامهات را به ظرافت شعرت نمىبينم.