سرداران صدر اسلام(ج5) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٧
فرو فرستاد. سپس همه چيز را دستخوش پوسيدگى و نابودى قرار داد. جز ذات بى همتاى خود را كه جاودانه و زنده و پايدار است و زيستن و جاودانگى او راست. آنگاه خداوند پيامبران را بفرستاد و ايشان را حجتهايى بر بندگان قرار داد تابهانهاى نياورند و از او بيم و پروا كنند.
كسى جز به آگاهى و اذن او وى را فرمان نبرد. بر هر يك ازبندگان خويش كه خواهد ازسعادت فرمانبردارى برخوردار سازد و به آن طاعت پاداش دهد. و نافرمانى ازاو نيز به آگاهى خود وى باشد واو با بردبارى خود گناهكار را بيامرزد و براو ببخشايد. او در هيچ اندازهاى نگنجد، و چيزى جايگاهش را در نيابد. شماره هرچيز نزد اوست. و دانشش همه چيزها را فرا گرفته است.
سپس گواهى مىدهم كه خدايى جز خداوند نيست يكتا است و شريكى ندارد، و گواهى مىدهم كه محمد درود خداوند براو باد پيشواى هدايت و پيامبر برگزيده بنده و فرستاده اوست تقدير الهى كار ما را به اينجا كشانده است كه اينك مىبينيد، چنانكه رشته ارتباط اين امت از هم گسسته همانا پسر (هند) جگر خواره مشتى گردنكشان شام راهمدست خود ساخته و به جنگ با على بن ابى طالب عليهالسّلام برخاسته. جنگ با عموزاده و داماد پيامبر خدا صلىالله عليهوآله و نخستين مردى كه با وى نماز خواند، جنگاور بدرى كه در همه نبردهاى پيامبر صلىالله عليهوآله حضور داشت.
درحالى كه د رآن روزها معاويه و ابوسفيان هر دو مشرك بودند و بتها را مىپرستيدند. سوگند به خدايى كه بر سراسر هستى حكومت دارد، على بن ابيطالب دوش به دوش رسول خدا صلّىالله عليه وآله جنگيده است آنگاه كه على عليهالسّلام مىگفت: خدا و پيامبرش راست مىگويند، در