سرداران صدر اسلام(ج5) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠
به خدا سوگند كه بسيار نيكو سروده است، لكن من اين مديحهگويى را جز براى اين خانواده از بنى هاشم به جهت خويشاوندى كه با پيامبر صلىاللّه عليه وآله دارند شايسته نمىدانم.
ابن عباس: خدا تو را موفق بدارد كه پيوسته موفق بودهاى.
عمر: اى ابن عباس، آيا مىدانى چه چيز مردم را از شما دور نگاه داشت؟
- نه نمىدانم، - ولى من مىدانم.
- آن چيست؟
عمر گفت: قريش نمىخواست كه هم پيامبرى وهم خلافت در ميان شما باشد، مبادا شما برديگران تكبّر بورزيد، از اين رو قريش نگاهى به خود انداخت ورهبر انتخ اب كرد، ودراين راه توفيق پيدا كرد وبه حقيقت دست يافت.
ابن عباس گفت: مىشود خشمت را فرو نشانى وسخن مرا گوش دهى؟
عمر گفت: هرچه مىخواهى بگو ابن عباس گفت: اما اين كه گفتى قريش نمىخواست، پس خداوند تعالى در باره قومى مىگويد: اين بدين جهت است كه آنان به آنچه خدا فرو فرستاده بود اكراه داشتند پس خدا ثواب اعمال آنها را از بين برد. «١» اما اين كه گفتى كه ما تكبّر مىورزديم، اگر ما به داشتن خلافت تكبّر مىكرديم، پس به خويشاوندى پيامبرصلى الله عليه وآله نيز تكبّر مىنموديم، ولى ما مردمى هستيم كه خلق وخوى خود را از رسول خداصلى الله وعليه وآله گرفته ايم، آن كسى كه خداوند دربارهاش