سرداران صدر اسلام(ج5)

سرداران صدر اسلام(ج5) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦

خدارانگهدار تاتو راحفظ كند باخداباش تااو را پيش روى خود بيابى، درهنگام وسعت وفراخى به يادخداباش، تا درسختى تور اياد كند. هرگاه سئوال مى‌كنى ازخداسئوال كن، وهرگاه يارى مى جويى ازخدابجوى. قلم به آنچه شدنى است خشكيد، واگر مردم بخواهند تو را بر آنچه خدا ننوشته است سود رسانند نتوانند وقدرت نيابند، واگر بخواهند تو را برآنچه خداننوشته است زيان برسانند نتوانند وقدرت نيابند. پس بر تو باد به راستى در يقين به حق، به درستى كه در تحمل آنچه تو را ناگوار است خير فراوانى است، وبدان كه پيروزى همراه بابردبارى است، وگشايش قرين اندوه است، وهرسختى آسانى در پى خواهد داشت. «١» تأسف بر «نامه» اى كه هرگزنوشته نشد مسئله خلافت پس از رحلت رسول خدا (ص) وپى آمدهاى اندوهبار آن، ابن عباس رابى نهايت متاثر وغمناك ساخت واز اينكه عزت واقتدار اسلام رابه سقوط كشانيدند، نسبت به عوامل اصلى فتنه و منحرف كنندگان مسير صحيح حكومت اسلامى بسيار خشمگين بود. وى مى گويد؛ آنگاه كه رحلت پيامبر صلى للّه عليه وآله نزديك شد، فرمود: كاغذ ودواتى برايم بياوريد تاچيزى براى شما بنويسم كه پس از من هرگز گمراه نشويد عمرگفت: «درد بر رسول خدا صلى اللّه‌عليه وآله غالب شده ... قرآن نزد ماست، كتاب خدا براى ماكافيست» كسانى كه درخانه بودند باهم اختلاف ومخاصمه كردند، رسول خدا (ص) خشمگين شد وفرمود: برخيزيد، كه سزاوار نيست درحضور پيامبر