سرداران صدر اسلام(ج5) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤
على بن عبدالله بن عباس از پدرش حكايت كرده است، كه:
شبى پدرم عباس، به من دستور داد كه شب رادرخانه رسول خداصلى الله عليه وآله بگذرانم. به مسجد رفتم، ورسول خداصلىالله عليه وآله نماز عشا رابه جا آورد، تا اينكه در مسجد به جز او كس باقى نماند. آنگاه آن حضرت بر من گذشت وفرمود: كيستى؟ گفتم عبداللهفرمود: سرجايت باش گفتم: پدرم مرا امر كرده كه امشب درخانه شما باشم. فرمود: پس همراه من بيا وقتى داخل خانه شد فرمود:
براى عبدالله فرشى بگسترانيد، آنها نيز بالشى از مو برايم آوردند. پدرم عباس به من گفته بودكه تاهنگام نماز شب پيامبر نخوابم تا او رابيدار كنم آنگاه رسول خدا صلى الله عليه وآله به خواب رفتبعد ازمدتى بيدار شد و بربستر خود نشست، پس سرش را به سوى آسمان بلند كرد وسه بارگفت «سُبحانَ الْمَلكِ القُدّوُس»، منّزه است خداوندگار پاك. آنگاه اين آيه را از آخر سوره آل عمران تلاوت فرمود «انَّ فِىْ خَلْقِ السَّمواتِ وَالأَرْض» به تحقيق در خلقت آسمان و زمين، و رفت وآمد شب وروز نشانههايى براى خردمندان است.
سپس برخاست، دندان هايش رامسواك زد، وضو ساختودر مصلّاى خود ايستاد ودو ركعت نماز بجا آورد كه نه كوتاه بود ونه بلند. بارديگر به نماز ايستاد و درپايان، نماز وتر بجا آورد. وقتى نمازهايش تمام شد، شنيدم كه مىگفت «اللَّهُمَّ اجْعَلْ فى بَصَرى نُوراً ...» خداوندا! در ديدگانم نورى قرار ده «١» دعاى پيامبر (ص) درحق ابن عباس از آنجا كه ابن عباس باخاندان وحى مرتبط بوده، عليرغم خردسالى،