سرداران صدر اسلام(ج5)

سرداران صدر اسلام(ج5) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٤

دشمن در كوفه دستور داد او را گرفته واعدام كنند. هم چنين نامه اى به بصره براى ابن عباس نوشت ودستور داد جاسوس معاويه را از طايفه بنى سليم بيرون آورده واعدام كنند. «١» بيعت با امام حسن (ع)
ابن عباس همواره در ميان اهل بيت رسول خداصلى الله عليه وآله حضور فعّال داشت، وپس از شهادت اميرمؤمنان على عليه السلام يكى از معدود كسانى بود كه در مراسم تجهيز ودفن آن حضرت شركت داشت. واوّل كسى بود كه مردم رابه بيعت با امام حسن عليه‌السّلام دعوت كرد. مداينى گويد:
چون على عليه السلام به شهادت رسيد، عبدالله بن عباس از خانه بيرون آمد، وخبر رابه آگاهى مردم رساند وگفت: اميرمؤمنان عليه السلام به لقاء الله شتافت، وجانشينى براى خود قرار داده، اگر او را مى پذيريد، بيرون آيد، و اگر پذيرايش نيستيد، پس هيچ يك بر ديگرى حقى نخواهد داشت. مردم گريستند و گفتند: البته ما همگى خواهان او هستيم.
امام حسن عليه السلام بيرون آمد ودرجمع مردم سخنرانى كرد وفرمود:
اى مردم از خدا بترسيد، ما فرماندهان شما ورهبران وسركردگان شما هستيم، و ما اهل بيت پيامبر شماييم كه خداوند تبارك وتعالى در باره ما فرمود: «انَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الْرِّجْسَ اهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَّهِرَكُمْ تَطْهيراً» «٢» به درستى كه خداوند اراده كرده است كه پليدى رااز شما اهل بيت دور كند، و شما را (از هرعيب ونقص) پاك ومنزه دارد. «٣»