سرداران صدر اسلام(ج5)

سرداران صدر اسلام(ج5) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٤

ابن عباس شخص مورد اعتماد على (ع)
پس از مخالفت خوارج بانظر على عليه السلام در مورد نمايندگى ابن‌عباس يا مالك اشتر، آن حضرت به منظور رعايت مصالح عاليه اسلام، ناچار بانمايندگى ابوموسى موافقت كرد، ولى ابن عباس را مأمور كرد كه در اين امر خطير وحسّاس هدايت وكنترل ابوموسى را به عهده بگيردومانع انحرافات وكج روى‌هاى او گردد.
ولى بيخردى وپست طبعى ابوموسى، وسبك سرى ودخالت‌هاى بيجاى همراهان وى مانع موفقيت ابن عباس در پيشبرد اهداف واگذار شده به او گرديد.
وقتى حكمين به دومةالجندل «١» (محلّ انجام مذاكرات) رفتند، على عليه السلام چهارصد مرد را به فرماندهى شريح بن هانى حارثى به سوى دومةالجندل روانه كرد، وعبدالله بن عباس را نيز فرستاد تا باآنان نماز گزارد، وكارهاى آنهارا سر و سامان بخشد. ابوموسى اشعرى نيز همراه آنها بود.
معاويه نيز چهارصد تن را همراه عمروعاص گسيل داشت، دو طرف در دومةالجندل با يكديگر ملاقات كردند. هرگاه از معاويه نامه به عمرو مى‌رسيد، نامه‌رسان مى‌آمد وباز مى‌گشت، درحالى كه خود نمى‌دانست چه آورده، و چه برده است، وشاميان نيزاز او درباره موضوع نامه سئوالى نمى‌كردند، ولى هرگاه نامه رسان على عليه السلام از راه مى رسيد، عراقيان نزد ابن عباس مى‌آمدند، واز وى درباره موضوع نامه سئوال مى‌كردند، واگر او رازدارى مى‌كرد، آماج تهمت ها وبدگمانى‌هاى آنان واقع مى‌شد، و مى‌گفتند: بايد درنامه چنين و چنان نوشته شده باشد.
ابن عباس پرخاشگرانه به آنها گفت: