سرداران صدر اسلام(ج5)

سرداران صدر اسلام(ج5) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٥

زبير با دست او را زد وگفت: آيا درحضور من سخن مى گويى؟
ابن عباس گفت: چرا كودك رازدى؟ سوگند به خدا، سزاوارتر از او به زدن؛ تو هستى كه جامعه مسلمانان را پراكنده وگمراه كرده‌اى درآن حال، مردانى از قريش ميانجى شدند، وآن دوساكت گشتند. «١» ابن عباس درسوگ امام حسين عليه‌السّلام‌ پس از خروج كاروان حسينى از حجاز، ورسيدنشان به سرزمين كربلا، ابن عباس گويد:
شبى كه حسين عليه السلام كشته شد، پيامبر صلى الله عليه وآله را در خواب ديدم كه تُنگى بلورين در دست داشت، ودرآن خون جمع مى‌كرد.
عرض كردم، اى رسول خدا اين چيست؟ فرمود؛ خون حسين وياران اوست كه نزد خدا خواهم برد.
صبح آن شب، ابن عباس خبر شهادت حسين (ع) را اعلام، وخواب خود را بازگو كرد. پس از آن تاريخ، واقعه شهادت حسين عليه السلام را بازمان خواب ابن عباس تطبيق كردند كه باهم يكى بود. «٢»