سرداران صدر اسلام(ج5) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٣
حسين عليه السلام فرمود:
من در اين باره از خدا طلب خير مىكنم، ودر كار خود خواهم انديشيد. «١» و همچنين از ابن عباس روايت شده است كه گفت:
حسين عليه السلام در باره خروجش از من مشورت خواست، به اوگفتم: به خدا سوگند، اگر بيم آن نداشتم كه مردم مرا وتورا شماتت كنند، هرآينه دستم رادر سرت فرو مى بردم (كنايه از اصرار او در جلوگيرى ازخروج آن حضرت است).
حسين عليهالسّلام فرمود:
به خدا سوگند، اگر درزمينى چنين وچنان كشته شوم مرا خوشتر است از اينكه فردا با كشته شدنم در اين شهر (مكه) حرمت* اين سرزمين مقّدس را پايمال كنم. «٢» چون تلاش ابن عباس براى بازداشتن امام (ع) از سفر به عراق بىنتيجه ماند از حضور امام حسين عليهالسّلام خارج شد درحالى كه مىگفت:
بى حسين شدم، خبر مرگ حسين را از من بشنويد. «٣» ابنعباس پس از خروج امام حسين عليهالسّلام عبدالله بن زبير تنها كسى بود كه قلباً از خروج حسين عليهالسّلام از حجاز خوشحال بود هرچند او اين احساس را به زبان نمىآورد و مانند ديگران آن حضرت را از سفر به عراق باز مىداشت، ولى درعين حال، وجود حسين عليه