سرداران صدر اسلام(ج5)

سرداران صدر اسلام(ج5) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٧

و در زندگى خوشگذران است، به گذشتگان خود بسيار مى بالد، ودر بخشش اسرافكار است.
ابن عباس گفت:
به خدا سوگند دروغ مى‌گويى. عبدالله بن جعفر آنگونه كه تو تعريف كردى نيست او بسيار به ياد خداست، ودربرابر نعمتهاى حق سپاسگزار، واز هر ناروايى دور و مبّرا است، مردى است بخشنده وبزرگوار، سرور وبردبار، در نشانه روى چيره دست است وتقاضاى ديگران راردّ نمى كند محدوديتّى كه مانع از نزديك شدن به او گردد در او نيست، عيبجو ونكوهش گر نيست، در ميان قريش مقامى والا دار د، شير بيشه مردانگى است، دركارزار توفنده و دلير است، داراى شخصيّتى محبوب است، بى‌پدر وپست وفرومايه نيست،* همانند آن ناپاك نيست كه رذل ترين افراد قريش برسر فرزنديش نزاع كنند، تا درنتيجه قصّاب قريش (عاص‌بن وائل) برديگران پيروز گردد. «١» پندخواهى عمروعاص از ابن عباس‌ على رغم كينه شديدى كه عمروعاص از ابن عباس وساير بنى هاشم در دل داشت، درلحظات آخر عمر از كرده هاى خود اظهار پشيمانى وندامت مى‌كرد، سرداران صدر اسلام(ج‌٥) ١٣٠ خودستايى عبدالله‌بن زبير ص : ١٢٧ و برگذشته افسوس مى‌خورد، وبرعمر تباه شده انگشت حسرت به دندان مى‌گزيد.
هنگامى كه عمروعاص در بستر بيمارى بود، ابن عباس به ديدن او رفت و پس از سلام حالش را جويا شد.
عمرو در پاسخ گفت:
درحالى هستم كه احساس مى‌كنم اندكى از امر دنيايم راآباد، و بسيارى از