تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2)

تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ٦٣

«دريا نوردى را ديدم كه چاقويى در دست دارد و به وسيله آن باهوا به تنهايى مى‌جنگد، از او درباره اين كار سؤال كردم، به من گفته شد كه او با باد مى‌جنگد تا آن را پشت سرمان قرار دهد.» وى همچنين گفت: جمعه‌اى را اقامت كرده بوديم و باد نمى وزيد گوييا دريا راكد و بى حركت بود و مادر آب قرار داشتيم آنها خُمى توخالى را گرفته و از هر كالايى مقدارى اندك در آن قرار دادند و باگذاشتن صوارى و بادبان آن را شبيه كشتى درست كردند و درآن شمع روشن كرده و دريا نوردان در سوگ نشستندو خم را برداشته و آن را هفت دور در دريا به اطراف كشتى گرداندند و سپس درآب رهايش كردند و خم درحالى كه شمعها در آن مى‌سوختند درآب شناور بود و گفتند اين هديه درياست.
خم همچنان روى آب قرار داشت و تا اين كه باد وزيدن گرفت و موج بر آن غالب شد و آن را برداشته و با خود برد.
از ديگر آداب و رسوم آنها اين بود كه در كشتى، چهارتن غواص وجود داشتند آنها كارشان اين بود كه هرگاه آب زياد وارد كشتى مى‌شد خود را با روغن كنجد روغن مالى كرده و بينى خود را با شمع مى‌پوشاندند و با جليقه‌هاى نجات در دريا وارد مى‌شدند و هر يك از آنها داراى دو قلاب بودند كه طنابى باريك آن دو قلاب را به هم وصل مى‌كرد وى نخستين قلاب را به چوب كشتى در روى آب پرتاب مى‌كرد و دوّمى را مانند ماهى كه در اطراف كشتى آمد و شد كند اندكى در آب فرو مبرد و با كمك گوش خود كاوش مى‌كرد، هنگامى كه صداى شرُشر آب را مى شنيد، آن را به وسيله موم مى‌پوشاند. كه با چوب خرما دوخته و مسدودشده بود، و گاه مى‌شد كه آن قطعه چوب خرما را كه با ليف نارگيل محكم بسته شده بود به آ سانى خارج مى‌كرد، اين شخص درمدت روز، بيست و يا سى روزَنه و شكاف را رخنه گيرى مى‌كرد و غواص بدون اينكه مشكلى داشته باشد چه باد مى‌وزيد و يا ساكت بود، بالا مى‌آمد و اين از شگفت‌ترين چيزها بود.
كليّه شناورهاى هندى، داراى هفت بادبان در هر كشتى بود كه اين بادبانها از حصير نارگيل و كتان بافته شده و با نخهاى نارگيل معروف به (قنبار) دوخته شده بود.
در سرزمين هند جايى بود به نام بدكور كه در آن كشتيهاى بزرگ را مى‌ساختند تا با بارگيرى از فلفل و كالاى نفيس به عدن مسافرت كنند آنان مجهّز به كمانهاى عقار و اسلحه‌