تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ٥٢
آنجا را ناامن كرده بود. «١» نوبيان، به مسيحيت، طبق آيين كليساى مصر (كليساى اسكندريه) معتقد بودند، «٢» همچنان كه از زمان قرار داد بقط «٣» كه درسال ٦٥٠ ميلادى فرمانده عرب «عبدالله بن سعد بن ابى سرح» با آنان امضاء كرد، به دوستى و اطاعت سلطان مصر ايمان و اعتقاد داشتند، امّا آنها براى هميشه به اين پيمان پاى بند نبودند و در موارد زيادى از پرداخت بقط خوددارى كردند و حمله هاى خود را در خشكى و دريا به سرزمين مصر عليا آغاز كردند و مصريان را تا حدود زيادى اذيّت و آزار نمودند. «٤» در نتيجه اين كارها، فرمانروايان مصر ناگزير شدند به بهانه اجراى مفاد بقط كه حاكى از نفوذ مصر در آن منطقه بود، حمله هاى تأديبى خود را متوجّه سرزمين نوبه كنند.
نيروى دريايى، در اين حمله ها در جابجايى سربازان، اسلحه و ادوات جنگ و موادّ غذايى تا شهر آسوان، سهيم بود سپس سربازان با توجّه به صخره ها و آبشارهايى كه در مجراى نيل در آنجا وجود داشت، در دو طرف درّه نيل در زمينهاى نوبه به حركت درآمدند، امّا با اين وصف از متون تاريخى استفاده مى شود كه واحدهايى سرّى از ناوگان مصر، در اين مناطق كه كشتيرانى در آن دشوار بود، به تعقيب دشمن پرداختند.
هنگامى كه در جنوب نوبه شورشى بوجود مىآمد رسم بر اين بود كه حمله هاى تأديبى، به جاى استفاده از رود نيل، از راه درياى سرخ انجام مى شد تا از ورود به نوبه از ناحيه شمال پرهيز شود، سپس ناوگانهاى مصر در درياى سرخ به سوى عيذاب و يابندر سواكن