تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ١٤١
گفتگوهايى كه بر سر پرداخت فديه شاه جانوس با برسباى داشتند، مطمئن شدند كه ترس و و حشت ايشان بى جهت نبوده است برسباى بطور رسمى گفت كه لازم است به رودس نيرو فرستاده شود، به همين دليل رودسيها خود را براى حمله آينده مملو كيان آماده مى كردند، دژها را تعمير كردند و باروها و برجهايى براى دفاع از جزيره پديد آوردند. و جاسوسانى چند نيز براى بررسى اوضاع مصرو شام و بررسى اهداف سلطان و آمادگى نظامى اواعزام كردند ولى حمله مسلمانان به جزيره رودس در زمان برسباى صورت نگرفت، زيرا او درگير آشوبهاى داخلى و نيز جنگ، با شاهرخ فرزند تيمور لنگ از تيره مغول گرديد، از همين رو تلاش براى حمله به رودس، در زمان جانشين او سلطان سيف الدّين چقماق (٨٤٢- ٨٥٧ هجرى: ١٤٣٨- ١٤٥٣ ميلادى) انجام شد. او تصميم گرفت، سياست گذشتگان خود را درباره اشغال رودس دنبال كند. او يك راهزن دريايى را بهانه قرار داد و به رودس اعلام جنگ كرد چنانكه برسباى با قبرس چنين كرده بود. «١» چقماق به پيروى از فرمانرواى قبلى سه بار به رودس حمله كرد:
حمله اوّل- سال ١٤٤٩ ميلادى: چقماق در آن حمله از پانزده كشتى جنگى و دويست غلام و چند صد نيروى داوطلب استفاده كرد، مجموع نيروهاى او حدود هزار نفر بودند. اين كاروان از دمياط به راه افتاد و به پايگاه مملوكى در قبرس رفت تا تداركات خود را تأمين كند، سپس به ساحل آسياى صغير و ازآنجا به رودس رفت. مسلمانان در اينجا متوجّه شدند كه شواليهها بطور كامل براى اين حمله آماده اند، مسلمانان در حملات دريايى و زمينى با شكست روبرو شدند و شبانه عقب نشينى كرده و به مصر بازگشتند.
حمله دوّم- سال ١٤٤٣ ميلادى: چقماق به خاطر شكست خود در حمله اوّل، تسليم نشد، و حمله اى بزرگتر را تدارك ديد، فرمانده عمليات در اين حمله اينال علايى بود كه بعدها سلطان مصر شد. كاروان نظامى در ماه اوت از دمياط به راه افتاد و به سوى بيروت و طرابلس رفت و در آنجا نيروهاى شام نيز بدان پيوستند، سپس مانند گذشته به ليما سول در