تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ٤٦
مرگ شوهرش رامخفى نگاه داشت، به اداره امور دولت پرداخت ودرهمان وقت كسى رانزد پسر سلطان و ولىعهدش تورانشاه فرستاد تا او رابه حركت از محل خود درقلعه كيفا درحومه عراق، به طرف مصر جهت به عهده گرفتن زمام امور بعد از پدرش تشويق كند.
سپس فرنگيان از مرگ صالح ايّوب «١» اطّلاع يافتند وبا استفاده از فرصت، دمياط را به قصد پيشروى به طرف جنوب درساحل شرقى نيل شاخه دمياط، ترك كردند وكشتيهاى آنان در نيل به موازات پيشروى آنها به حركت درآمد و پس از چند بار توقّف در فارسكور وشار مساح وفارامون، در ١٩ دسامبر سال ١٢٤٩ ميلادى به كانال اشموم طناح (درياى صغير) رسيدند.
سمت راست آنان شاخه رود نيل ودر برابرشان درياى اشموم قرار داشت كه آنها رااز راه اردوگاههاى مسلمانان در منصوره جدا مىكرد.
براى ادامه پيشروى به سمت جنوب براى فرانسوىها مشخص گرديد كه ازشاخه دمياط ياكانال (درياى) اشموم طناح، عبور كنند كه لوئى كانال را انتخاب كرد. «٢» درياى اشموم شاهد دلاوريهاى گوناگونى بود كه مبارزان مصرى براى جلوگيرى ازعبور دشمن از خودنشان داده بودند. سلطان پيش از مرگ خود براى هركسى كه سر يكنفر فرنگى رابياورد پاداشهاى گزافى راتدارك ديده بود به همين دليل فدائيان هجوم به اردوگاههاى صليبيون راآغاز كرده وهركس را كه مىتوانستند مىربودند، هنگامى كه فرنگىها متوجّه آنها شدند خود رابه آب انداختند وشناكنان خود رابه سمت خشكى مسلمانها رساندند. مسلمانان براى ربودن فرنگيان نقشههاى فراوانى كشيدند كه شگفتانگيز وبهت آور بود، به عنوان مثال يكى از مبارزان مسلمان داخل هندوانهاى را تراشيده وخالى كرد وسر خود راداخل آن نمود وسپس درآب فرو رفت تا نزديك فرنگيان رسيد، يكى از آنها تصور كرد اين هندوانهاى است كه آب آورده است هنگامى كه براى گرفتن آن آمد، سرباز مسلمان وى را ربود وبه عنوان اسير باخود به اردوگاه مسلمانهاآورد.» «٣»