تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ٤٩
توانند درمراكز خود باقى بمانند وبايد قبل از فوت وقت، به دمياط عقب نشينى كنند «١». سپس چند روز بعد از اين درگيرى، تورانشاه وارد شد وخود فرماندهى لشكريان رابه عهده گرفت وروشى را براى ناگزيركردن صليبىها بر تسليم، انتخاب كرد، و خلاصه آن اين بود كه راه برگشت آنهارا قطع كند. همانگونه كه جدّش سلطان كامل در گذشته در درگيرى جان دى بريين، چنين كرد وهمانطور كه پدرش، صالح ايّوب در وصيتنامهاى كه اندكى قبل از مرگش بدو سپرده بود به او وصيت كرده وچنين گفته بود:
«... واين دشمن شكست خورده (فرنگيان) اگر در پيشروى خود درجايى برابر منصوره فرود آمدند لشكرى راتدارك ببين كه شب وروز در دريا در پناهگاهها به سر ببرند، آنان جز باكشتيهاى جنگى قادر بر پيشروى نيستندوشما تا آنچا كه توان داريد كشتيهاى جنگى خود راتقويت كنيد و سعى كنيد تعدادى آتش افكن در درياى محلّه، پشت سر كشتيهاى آنها باشد كه راه رسيدن مواد غذايى رابرآنان قطع كند. به يارى خدا اين كار سبب هلاكت آنها خواهد شد ودرآن مرحله شهيد- رحمة اللّه عليه- جز از ناحيه درياى محله، برآنها پيروز نشد.» «٢» دراجراى مفاد اين وصيت نامه، تورانشاه دستور داد تعدادى كشتى را باقطعات جداى از يكديگر برپشت شتران جابجا كنند وپس از سرهم كردن آن كشتيها آنها رادر درياى محله، پشت خطوط فرانسوىها، فرود آورند. وبااين كار، ناوگان مصرتوانست به كشتيهاى فرانسوى پر از آذوقه ومواد غذايى حمله كند وباتسلّط برآنها، كليّه افراد موجود درآنها را به اسارت درآورد، درنتيجه اين كار، گرسنگى به سراغ اردوگاه فرانسوىها آمد و امراض وبيمارىهاى مسرى ميان سربازان منتشر شد ووضع آنها روبه وخامت رفت.
لويى پادشاه شبانه تصميم به عقب نشينى به سوى دمياط گرفت ودستور به انهدام پلى كه روى رودخانه اشموم قرار داشت، داد امّا صليبىها شتاب كردند واز قطع وانهدام پل غفلت ورزيدند ودرهمان حال، مصريان از پل گذشته وبرصليبىها تاختند و آنها را از دم تيغ گذراندند، تعقيب صليبىها توسط مسلمانها در فارسكور ادامه يافت تا آنجا كه صليبىها را