تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ١٠٥
بيبرس در سال ١٢٦٣ ميلادى، خود به شام رفته است و «١» فعّاليّتهاى او در آن هنگام، نشانه آن است كه از خود او نيروهايش بازيد مى كرده و آنان را بر پايه استراتژى ويژه اى آرايش مى داده است.
هنگامى كه نمايندگان صليبى ها براى درخواست صلح و آتش بس به نزد او آمدند، وى با آنان به تندى برخورد كرد و گفت: هر چه از اين كشور گرفته ايد پس بدهيد، و همه اسيران مسلمان را رها سازيد، من، جز اين چيزى را نمى پذيرم و سپس آنها را از مجلس خود راند و اين نشانه آن بود كه وى با آنان سرجنگ دارد. «٢» در اوايل سال ١٢٦٥ ميلادى، بيبرس جنگ گسترده را بر ضدّ امير نشينهاى ساحلى صليبى آغازيد و شهر قيساريه و سپس شهر ارسوف در جنوب آن را به تصّرف خود در آورد، و در سال بعد يعنى ١٢٦٦ ميلادى، به پايگاه استراتژيك مهمّ آنان در شام يعنى قلعه «صفد» كه پايگاه سواران داويه بود يورش برد و پس از جنگ سختى آن را آزاد كرد.
بى گمان، اين پيروزى، ضربه سختى را بر صليبيها وارد آورد و روحيه آنان را هم شكست زيرا برخى از نيروهاى صليبى را وادار كرد كه شتابزده قرارداد صلحى بر پايه حقوق مساوى يا شركت در غلات و محصولات كشورشان با بيبرس امضاء كنند. «٣» شايد يكى از جالبترين قراردادهاى آتش بس، همان باشد كه ميان سلطان بيبرس و ملكه بيروت، ايزابلا Isabella بسته شد. وى دختر پادشاه جان دوم ابلين John II Ibelin بود كه منابع عربى او را «دبونه» مى نامند كه تعريب خاندان حاكم بر بيروت D'Ibelin نگ است. «٤» ايزابلا پس از وفات پدرش در سال ١٢٦٤ ميلادى، به عنوان دختر بزرگتر، حاكم بيروت و مناطق كوهستانى اطراف آن شد، اين ملكه در زمان كودكى خود با پادشاه خرد سالى