تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ١٢٠
سكّه ها و طلا و نقره هاى ساخته شده را از آنها به غارت بردند و نيز مغازه صرّافان را خالى كردند. سپس قبرسيها به قيسريه هاى بزازان و پارچه فروشان آمدند وپارچه هاى بازرگانان مصرى و شامى را كه آماده بارگيرى بود، به غارت بردند و حريرى را نيز كه عجمها به اسكندريه آورده بودند تصاحب نمودند، از خانه ها، اموال، پارچه، طلا، فرش و مس بسيارى به يغما رفت، و مردم را در خانه ها و حمامها و خيابانها و كاروانسراها مى كشتند، فرنگيها اموال به غارت رفته را با شتر، اسب، قاطر و الاغ بسوى كشتيهاى خود حمل مى كردند، وقتى از غارت آسوده شدند هرچه سالم يافتند با نيزه ها دريدند و برزمين ريختند و برخى از وسايل را نيز در بندر رها كردند.» «١» از نوشته هاى مورّخان مىفهميم كه در اين حمله تنها قبرسيها ورود سيها شركت نداشتند بلكه شمار بسيارى از مسيحيان اسپانيا «٢» و انگليس و ديگر اروپائيان كه به عضويت گروه شمشير در آمده بودند، حضور داشتند. اين نيرو را پطرس لوزنيان تشكيل داده بود و رزمندگان نمونه اى در آن وجود داشتند كه جنبه بين المللى داشت، زيرا اشرف زادگان چندين كشور نيز در ميان آنها ديده مى شدند.
نقشه شاه قبرس اين بود كه در اسكندريه بماند و طرح صليبى خود را كه براى آن آمده بود، يعنى محاصره اقتصادى سواحل مصر و ديگر كشورهاى اسلامى را كامل سازد و سرانجام، بيت المقدس را باز پس گيرد، ولى بيشتر همراهانش با او در اين زمينه مخالف بودند و عقيده داشتند كه بايد هر چه زودتر عقب نشينى كرد، زيرا مى خواستند غنايم خود را نگهدارند و مى ترسيدند كه نيروهاى كمكى مصرى از قاهره برسند به ويژه كه مردم به هنگام فرار، دروازه هاى شهر را آتش زده بودند و سپاه صليبى از هر سو در خطر بود.
در روز پنچشنبه ١٦ اكتبر سال (١٣٦٥ م)، پادشاه خود را تنها ديد. فقط تعداد اندكى از صليبيان پرشور با او مانده بودند بقيّه سوار بر كشتيها و آماده حركت بودند و همان غنايم به