تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2)

تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ٦٢

مغناطيسى، به سرعت به آن جذب مى‌شد «١» ... و از جمله نامهاى كشتيهاى درياى يمن و هند، جلاب، زوم وسنابك بود كه مفرد آنها به ترتيب جلبه، زومه و سنبوك بود.
از جمله رسوم (جلبه) در مسير حركتش اين بود كه هر گاه به خشكى‌اى كه در آن كوه وجود داشت نزديك مى‌شد، دريا نورد بر برجك كشتى مى‌ايستاد و بركوه سلام مى‌كرد و مى‌گفت:
«اى كوه! اين كشتى ناخداست، «٢» از فلان سرزمين، راهى فلان منطقه است، تو نگهدار او باش.» و گاهى مقدارى برنج مى‌پخت و آنها را در دريا مى‌افكند و به دريا مى‌گفت:
«اى كوه، اين مهمانى توست.» و هرگاه كوهى را مى‌ديدند، اين كارشان بود.
همچنين در درياى عيذاب، مقدارى خوردنى را از بازرگانان جمع آورى مى‌كردند و به عنوان هديه به دريا مى‌انداختند.
ازديگر رسوم آنها اين بود كه هرگاه باد موافق برايشان نمى‌وزيد، مرغ سياه و يا بزغاله‌اى سياه رامى‌كشتند و پايه‌هاى كشتى را به خون آن آغشته مى‌كردند وبا عود، آن را خوشبو مى‌ساختند. يكى از بازرگانان مى‌گفت: