تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ٧١
ديگر مصر و مركز انديشمندان و بازرگانان و ثروتمندان بود به پيشرفت و ترقّى نايل شد.
كاروانسراى كارميه «١» در آنجا قرار داشت كه بازرگانان آنها از قاهره و اسكندريه درآنجا فرود مىآمدند.
توجّه و اهتمام ايّوبيان و مماليك به بازرگانى درياى سرخ و سواحل، تا آنجا رسيد كه به حجاز و يمن و بلكه به بندر سواكن در سرزمين نوبه (٦٦٤ ه ١٢٦٥ م) نيز نفوذ كردند كه با تهديد شدن پايگاههاى مسيحى در سرزمين نوبه، به تحكيم سلطه مصر، بر درياى سرخ انجاميد.
اين راه جنوبى قوص- عيذاب، به عنوان راه آمد و شد بازرگانان و حجّاج، مدّت زيادى بالغ بر سيصد سال (٤٥٠- ٧٦٠ ه- ١٠٦٢- ١٣٥٨ م) همچنان بر قرار بود، دولت مماليك در خلال اين مدّت توانست به حكومت صليبىها در شام پايان دهد و در سال ١٢٩١ «٢» ميلادى در نهايت، آنها را از آنجا براند.
از نتايج اين عمل، بر طرف شدن خطر صليبى از جنوب شام و صحراى سينا و برگشت حيات دوباره به خليج سوئز بود، و بدين ترتيب هر يك از بندرگاههاى سوئز و طور محل توقّف و حركت كشتيهايى كه از اقيانوس هند و درياى سرخ عبور مىكردند، گشت.
دولت مماليك از فرصت امنيّت كشتىرانى و بازرگانى از خطر، در شمال و جنوب درياى سرخ، بهره بردارى كرد و كوشيد آن را به سوى خود جذب كند، گواه بر اين معنا، منشور رسمى سلطان قلاوون (ت ١٢٩٠ م) است كه به بازرگانانى كه از چين، هند، سند، يمن، عراق و سرزمين روم وارد مصر مىشدند، ابلاغ گرديد، و آن دستور جالبى است كه امروزه ما را به تبليغات سياحتى و جهانگردى يادآور مىشود زيرا وى در آن منشور مىگويد:
«... كسى كه آهنگ ورود به سرزمين پهناور و سرسبز و خرّم ما را داشته باشد