تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ٩٤
برسرعت خود افزود و وزش باد نيز به آنها كمك كرد وباعنايت خداوند سالم به بندر رسيدند، مردم شهر بسيار شادمان شدند زيرا نيازآنان شديدبود.» «١» درجريان اين جنگها قهرمانيهاى بسيارى صورت گرفت كه ما از ميان آنها به دلاورى يكى از مردان قورباغهاى به نام «عيسى عوام» اشاره مىكنيم، اونامهها وطلاهارا به كمر مىبست وشبانهبه دريا فرومىرفت وبدون آنكه دشمن بفهمد خودرا به پشت كشتيهاى آنان مى رساند وداخل شهر عكا مىشد ونامهها رابه مدافعان شهر مىداد وطلاها، صرف نيازهاى مجاهدان مىگشت.
درهمان روزى كه عيسى عوام، كيسههاى طلاونامه راآورد، دربازگشت وقتى به دريا فرورفت، كشته شدوديگر خبرى از اوبه دست نيامد برخى يقين كردند كه او كشته شده وگروهى گفتند، پولهارا برداشته وفرار كرده است. چند روز بعد، مردمى كه دركنار ساحل بودند، ديدند جسد كشتهاى برروى آب است، او راگرفتند، مشاهده كردند كه عيسى عوام است وپولها ونامهها همچنان دردرون كمر بند اوست وخدابه اين وسيله او رااز تهمت نجات داد وچنين مقدّر فرمود كه حتّى پس از مرگ نيز همان امانتى راكه درزندگى ادا مىنمود، ادا كند.»» شجاعت وقهرمانى ديگرى نيز از امير مجاهد، جمال الدّين محمد بن ارككز سرزد، او كه كشتى اش از ناوگان مصر عقب مانده بود، كشتيهاى دشمن دوراو راگرفتند، ملوانهاى كشتى او، ناچارشدند خودرا به دريا بيندازند تا از دست دشمن برهند ولى امير ناگزير شد بماند ودر برابر دشمن مقاومت كند، صليبى ها به او پيشنهاد دادند كه اگر تسليم شود او را امان خواهند داد او گفت:
«من تنها دست خودرا در دست فرمانده كل ناوگان شما مىگذارم وانسان بزرگ روخود رابه خطر نمىافكند مگر در برابر بزرگى چون خو، بنابراين درياسالار آنها آمد وپنداشت كه امير، تسليم او شده است، امير خود را برروى او افكند وبااو دست به گريبان شد ودست از او برنداشت تاهردو به دريا افتادند وباهم