تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ٩٧
همين دليل سستى وضعف پيش آمد وقضاى الهى كارگر افتاد.» «١» آن چه كار را كه سخت تر مىكرد اين بودكه ريچارد، پادشاه انگليس درهمان سال ١١٩١ ميلادى، جزيره قبرس را كه در دست بيزانسيها بود، به اشغال خود درآورده بود واز آن به بعد قبرس، پايگاه نوين نيروهاى صليبى ويك مركز پشتيبانى دايمى براى حكومت آنها درشرق عربى گرديد. اين رويداد، موجى از شادى وشور وشعف را درصليبى ها پديد آورد، به همين خاطر حملات خود را برعكا شدّت بخشيدند ومدافعان شهر ناگزير شدند آخرين پيام خودرا باكبوتر نامه رسان براى او بفرستند.
دراين پيام آمده بود:
«كارناتوانى ما به جايى كشيده كه چارهاى جز تسليم نداريم. وفردا هشتم جمادى روالاول (سال ٥٨٧ ه ١١٩١ م) اگر كمكى به مانرسد، امان خواسته وشهر را تسليم خواهيم كرد.» «٢» كوششهاى صلاح الدّين براى نجات عكا به جايى نرسيد وفرمانده عمليّات شهر به نام قراقوش ناچار شد در ژوئيه ١١٩١ ميلادى، پس از دوسال مقاومت، شهررا تسليم كند.
ريچارد، پيشروى خود را از عكا به سوى جنوب و طول ساحل ادامه وناوگانهاى او نيز دركنارش در دريا به پيش مىآمد. وى توانست برساحل فلسطين ازعكا تا يافا مسلّط شود.
وسپس از سمت جنوب به سوى عسقلان پيشروى كند صلاح الدّين ترسيدكه با اين وضع صليبىها در گرفتن مصر نيز طمع كنند، به ويژه اينكه ريچار، بارها اين را گفته بود وشمار بسيارى شتر وحيوان باربر براى اين منظور آماده كرده بود. «٣» صلاح الدّين ناگزير شد شهر عسقلان راخراب كند وصليبىها را ازاين پايگاه دريايى محروم سازد، زيرا امكان داشت آنها ازاين پايگاه به مصر يورش برند، همانگونه كه درسال ١١٥٣ ميلادى در زمان فاطميها پس از سقوط اين شهر، از آنجا به مصر حمله كرده بودند. به