تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ٩٥
غرق شدند ويكى به بهشت وديگرى به جهنم رفت!» «١» قهرمانى ديگر ى از «يعقوب حلبى» ديده شد، او باكشتى بارى بزرگى، پر از جنگ افزار وآذوقه وسرباز براى امدادبه مدافعان عكا، رهسپار شد، درراه پادشاه انگليس «ريچارد» با وى روبرو شد وكشتى او رامحاصره كرد، ناوگان ريچارد از چهل فروند شناور تشكيل مى شد، مسلمانان به نبرد سختى باآنها پرداختند ويك كشتى بزرگ از آنها را به آتش كشيدند وباكليه افراد آن غرق كردند، وقتى كشتيهاى دشمن بسيارشد ونزديك بود برآنان غالب شوند، درياسالار يعقوب گفت:
«به خدا! ماجز باعزّت، تن به مرگ نمىدهيم ونمىگذاريم ذرّهاى ازاين كشتى به رودست آنها بيفتد» آنها باكلنگ گوشههاى از كشتى را سوراخ كردند تاآب آن رافراگرفت وهمه باهم غرق شدند ودشمن چيزى از آن رابه دست نياورد. «٢» اين اسناد ومانند آن، چهره روشنى از فداكاريهاى ناوگان عرب ودلاورى آنان رادر درگيرى بادشمن نشان مىدهد، آنان درمقاومت خود، بردو عنصر تكيه داشتند: غافلگيرى و تاكتيك توام باصدق نيّت، صلاح الدّين خود، دريكى از نامههايش مىنويسد:
«شمار كشتيهاى آنان بسياربود، ولى مابانيّت درست باآنها رو بروشديم سپاه رواندك، بانيّت درست وراست، بسيارمى شود.» «٣» بااين همه صلاح الدّين، لحظه اى براى بهره بردارى از فرصت جهت حمله به دشمن در دريا غافل نبود، به عنوان نمونه، مىنويسنداو باگروهى از دزدان دريايى فرنگى همدست شدتا برناوگانهاى بازرگانى آنان حمله ورشود، در اين زمينه شناورهاى كوچكى به نام- بركوس را در اختيار آنهانهاد كه باحمله به آنها، بركشتيهاى بازرگانى فراوانى به همراه كالاهايى كه بيشتر نقره مسكوك وغير مسكوك بود، دست يافتند ومسافران آنان را اسير و به حضور سلطان