تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2)

تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ٧٢

بايد از تصميم كسى كه خداوند برايش خير و خوبى مقدّر كرده است، برخوردار باشد، او در سرزمينى حضور دارد كه ساكنان آن به آذوقه و موادّ غذايى نيازمند نيستند، زيرا اگر كسى توجّه كند، آن سرزمين در دنيا، بهشت عدن است، محل سرگرمى و تفريح براى افراد غريب و دور از وطن و تماشا گاهى براى هر انسان دل خسته مى‌باشد و كسانى كه در آنجا سكونت دارند، پيوسته در فصل بهارند و بهترين همراه براى آنهاست. كافيست درباره آن گفته شود كه اين سرزمين خال زيبايى طبيعت الهى در زمين است، ... بازرگانان ساكن يمن و هندوچين و سندو ديگران كه به اين دستور ما آگاهى يافتند، بايد، مهياى حركت بدين سامان و وارد شدن به آنجا باشند تا عمل را ازگفتار بالاتر بيابند و احسان و نيكى و وفاء به اين پيمانها را بيشتر احساس كنند و درسرزمين پاكيزه و درسلامت جان و مال و سعادت رسيدن به آرزوها، به سر ببرند، و هر چه دوست داشته باشند نزدماست » «١» به نظر مى‌رسد كه شكوفايى بازرگانى خليج سوئز در شمال به متروك شدن راه‌ عيذاب درجنوب، منجر گرديد و از همين جا بود كه عيذاب به تدريج از بين رفت تا اينكه سلطان بر سباى در سال ١٤٢١ ميلادى آن را تخريب كرد. «٢» با اين كه سلطان برسباى، بندر عيذاب را از بين برد، امّا در همان وقت به اهميّت بندرجدّه كه در مقابل عيذاب قرار داشت پى برد و به دور كردن نفوذ اشراف مكّه از اين بندر پرداخت و آنجا را بطور مستقيم زير نظر خود قرار داد و بدين ترتيب جدّه، شهرى از شهرهاى مصر به حساب آمد و حاكم آنجا از ناحيه سلاطين مماليك تعيين مى‌گرديد از نيروهاى مملوكى كه از اين بندر در برابرحملات اشراف دفاع مى‌كردند، پشتيبانى مى‌شد. «٣»