تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ١٣٤
اين فرصت توسط سلطان اشرف، سيف الدّين بر سباى (٨٢٥- ٨٤٢ هجرى: ١٤٢٢- ١٤٢٨ ميلادى) به دست آمد. او يكى از سلاطين سلسله دوم مملويكى بود كه بعد از حدود شصت سال مى خواست انتقام آن تجاوز را بگيرد.
علت اصلى حمله به قبرس، يك دزدى دريايى ساده بود، ولى سلطان بر سباى آن را بهانه اى براى اين هجوم كه آرزوى همه مسلمانان بود، قرار داد.
تاريخ نويس لبنانى معاصر اين رويداد، يعنى امير صالح بن يحيى، آن را چنين براى ما توصيف مى كند:
انگيزه آغاز درگيرى اين بود كه يكى از بازرگانان دمياط به نام احمد بن هميم، با كشتى بزرگى از طرابلس شام با صابون و كالا و پول فراوانى به سوى دمياط مى آمد. وقتى به دهانه دمياط رسيد يكى از كشتيهاى دزدان دريايى فرنگى از تيره باسكيها «١» با او برخورد كرد و كشتى احمد بن هميم را از او گرفتند و رهسپار قبرس شدند، سلطان، شاه قبرس را متهم كرد با دزدان فرنگى همدست است. «٢» بر سباى، سه بار پياپى به قبرس لشكر كشى كرد. اين جزيره در آن هنگام زير فرمان جانوس لوزنيان Janius lusignan (١٣٩٩- ١٤٣٢ ميلادى) بود.
حمله اوّل- سال ١٤٢٤ ميلادى (٨٢٧ ه): نخستين حمله ازاين رشته، به صورت يك مأموريت شناسايى انجام شد تا چگونگى كمك شاه قبرس به راهزنان متجاوز به سواحل و كشتيهاى مصر و سوريه روشن شود، كاروان نظامى با سه كشتى از دمياط حركت كرد و در بيروت يك كشتى كوچك و در طرابلس يكى ديگر به آنها پيوست و روى هم، پنج فروند كشتى شدند، كه سه كشتى آنها بزرگ بود و در هر يك ١٨٠ پاروزن وجود داشت و دوتاى ديگر كوچكتر و داراى تعدادى كمتر از يكصد پاروزن بود، سه تن از فرماندهان