تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2)

تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ١١٨

نويسنده و رزمنده صليبى معاصر اين رويداد، گيوم دى ماشو «١» مى نويسد:
فردى به نام پرسوال كولونى Perceval de cologne توانست با آزادى كامل در شهر اسكندريه گردش كند و اطلاعات كاملى از نقاط ضعف شهر در شرق باروى شمالى در اختيار پادشاه قبرس قرار دهد. «٢» ٣- حمله پطرس اوّل لوزنيان به اسكندريه‌ شايد يكى از نتايج اعزام اين جاسوسان براى پادشاه قبرس اين بود كه او توانست زمان مناسبى را براى حمله خود به اسكندريه انتخاب كند، او روز ١٠ اكتبر سال ١٣٦٥ ميلادى (٢٢ محرم سال ٧٦٧ ه) را براى اين كار برگزيد زيرا فرماندار شهر، صلاح الدّين بن عرام در شهر حضور نداشت و در سفر حج بود. معاون او جغگرا يا جنفرا فردى ضعيف و بى اراده بود و نمى توانست در اين مواقع سرنوشت ساز، به خوبى عمل كند.
آن زمان، هنگام بالا آمدن آب نيل بود و راه ميان قاهره و اسكندريه زيرآب رفته بود و نيروهاى پشتيبانى نظامى قادر نبودند به سرعت خود را به كمك شهر برسانند بلكه مى‌بايست از راه ديگرى كه از صحراى طولانى مى گذشت عبور كنند.
از اين گذشته پادشاه مصر در آن زمان، كودكى دوازده ساله به نام «اشرف شعبان» از نوادگان ناصر محمّد بن قلاوون بود ولى در عمل، يلبغاى خاصكى، كشور را اداره مى كرد و امور مصر بسيار بى سرو سامان و اوضاع كاملًا به سود دشمن شده بود. كشتيهاى صليبى «٣» به بندر غربى شهر اسكندريه روى آوردند، مردم نخست پنداشتند كه اينها كشتيهاى ونيزى هستند كه به عادت هر ساله براى تجارت آمده اند، شادمان شدند وبراى استقبال آنها بيرون‌