تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ١١٣
بسيارى از ساكنان صليبى شهر از راه دريا با كشتى به جزيرهاى نزديك به ساحل به نام جزيره «سنت نيكولا» فرار كردند، ولى مماليك خود را به آنان رساندند و آنها را كشتند، تاريخ نويس معاصر اين دوران، ابو فداء، مى نويسد كه او بر كشتى خود سوار شد و از طرابلس به اين جزيره آمد، و اين زمانى بود كه مردم از غارت آن فارغ شده بودند، ولى به دليل بوى تعفّن گشته ها نتوانست در آنجا بماند. «١» همچنين قابل توجّه است كه سلطان قلاوون پس از دست يابى به شهر طرابلس، دستور داد آن را ويران سازند، وبه جاى آن تعدادى برج در طول ساحل و اطراف بندر برپا كنند و شهر طرابلس را به دامنه كوه و درون خشكى و به دور از ساحل در اطراف دژ صنجيل (سان جيل) بسازند تا از تهديد ناوگان صليبى به دور باشد. «٢» به جاى قلاوون، پسرش سلطان اشرف خليل (٦٨٩- ٦٩٣ ه: ١٢٩٠- ١٢٩٣ م)، در مصر و شام بر تخت نشست و تمام همت خود را متوجه از بين بردن بقيه دولت صليبى ها در شام يعنى عكّا نمود. اينجا دوباره همان رويداد سابق تكرار مى شود و اشرف خليل از خشكى به شهر حمله مى برد و به كمك منجنيق هاى سنگين محاصره سختى را بر شهر تحميل مىكند.
تعداد منجنيقها به يك صد عدد مى رسيد. اين محاصره در آوريل سال ١٢٩١ ميلادى، كامل شد. پس از يك ماه سنگباران پپاپى، مسلمانان توانستند در ١٨ مى ١٢٩١ ميلادى (٦٩٠ م)، شهر را فتح كنند. مورّخان در اينجا مى نويسند كه مردم شهر به بندر، هجوم آوردند و به كشتيهاى كه در آن لنگر انداخته بود سوار شدند تا به قبرس يا به جاى امن ديگرى بگريزند. اين ازدحام شديد، سبب شد كه برخى از كشتيها غرق شده و بندرى كه بايد براى رسيدن كمك جهت مقاومت بيشتر باز بماند، دستخوش بى نظمى و هرج و مرج گردد.
از شرح سقوط عكا، ميتوان فهميد كه ناوگان اسلامى نتوانسته بود راه فراريان صليبى از عكا را ببندد، درست همانگونه كه در طرابلس و انطاكيه اتّفاق بود؛ اين قضيه نشانگر اينست كه نقش نيروى دريايى در عمليّات زمينى باآن حجم بزرگ در عمليات نظامى بيبرس و