تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2)

تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ٧٠

زيرا حاجب بزرگوار اسيرانى را آورد كه آنان رابه ريسمان بسته بود اشترانى كوه پيكر و همراه سربازانى چون كوه‌ باديدن آنها پس از تكبير گفتم، جنگ و جهاد بايد اين گونه باشد، چه زيباست لؤلؤى كه دشمنان را شكار كند و لؤلؤهاى ديگر خود شكار مى‌شوند!» «١» اين مداخله‌نظامى صليبى در دريايى سرخ، سبب آگاهى و توجّه سلاطين ايّوبى و مماليك نسبت به بندر عيذاب گرديد، توجّه و اهتمام آنها به ويژه پس از افزايش اهميّت بازرگانى آن بندر، بيشتر شد.
همچنين در اين زمينه قابل ملاحظه است كه نزديك شدن صليبى‌ها به جنوب شام و صحراى سينا وتخريب شهر فرما در سال ١١٥٠ ميلادى توسّط آنها، بازرگانان و حاجيان مسلمان را واداشت تا از راه قلزم- ايله جهت رسيدن به جزيرة العرب عبور نكرده و از آن اجتناب كنند. اين كار از قرن پنجم هجرى (١١ م) به ازبين رفتن موقعيّت خليج و شهر قلزم «٢» (سوئز) انجاميد، بعد از اينكه آن شهر در قرون اوّليّه اسلام، بندر كشتيرانى به سوى حجاز و هند بود، «٣» به همين دليل بازرگانان و حجّاج براى رفتن به عيذاب، راه مصر عليا و صحراى شرقى را انتخاب كردند و دراواخر، از طريق درياى سرخ به جدّه و حجاز مى‌رفتند.
در نتيجه اين وضع، طولى نكشيد كه بندر عيذاب توقّفگاه بازرگانان هند، يمن و حبشه گرديد، آنها از راه دريا به سوى آن مى‌آمدند و سپس رهسپار صحراى شرقى كه به نام همين بندر خوانده مى‌شد- صحراى عيذاب- شده و به شهر قوص در كرانه شرقى رود نيل‌رو مى‌آوردند و از آنجا از سمت شمال در رود نيل، متوجه قاهره مى‌شدند. «٤» همچنين بندر «قصير» در شمال عيذاب، به سبب نزديكى آن به شهر قوص كه پايتخت‌