تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ٥٤
درآورد و گروهى از نيروهاى ايّوبى را در قلعه ابريم نگهبان قرار داده بود، به آسوان بازگشت.
ابوالحسن ذروى، از فعّاليّت نيروى دريايى در اين حمله، آنگاه كه تورانشاه را مى ستايد، چنين تعبيرمى كند:
«جويبارها را به گردن آويزيد و بركه ها راچون زره بپوشيد كه آتشها چون رود، در حركتند.» «١» تلاشهاى جنگى تورانشاه در نوبه، دست يافتن بر زمينهاى بزرگى راكه در نواحى بين قوص و آسوان و عيذاب واقع بود، در پى داشت و درآمد آن در سال، به ٢٦٦٠٠٠ دينار مى رسيد. «٢» در دوران مماليك تجاوزات نوبى هابه زمينهاى مصر تكرار شد، مورّخان مىگويند:
فرمانرواى نوبه كه داوود خوانده مى شد، فرصت مشغول بودن سلطان، ظاهر بيبرسى رابه جنگهاى وى بر ضدّ مغول وصليبى هاوكشورارمينايى صغير، غنيمت شمرد و در سال ١٢٧٢ ميلادى به بندرآسوان حمله برد، به نظر مى رسد كارهايى را كه داوود به آن دست زدبرخاستهازروح صليبىگرى وى ونا خرسندى او از ارزشهاى دينى بوده است به دليل اينكه او به بندر عيذاب نيز يورش برد امّا نه فقط به خاطر تهديد بازرگانى مصر در درياى سرخ، بلكه جهت قطع راه حاجيان ازاين منطقه نيز به اين كار دست يازيد. «٣» بيبرس دو حمله پى در پى را در سالهاى ١٢٧٣- ١٢٧٥ ميلادى، به فرماندهى آقسنقر فرقانى و عزّالدّين أفرم، در عوض اين دشمنى، به سرزمين نوبه انجام داد.
نيروى دريايى در اين عمليات با تعدادى آتش افكن و كشتيهاى جنگى شركت داشت و سردار عزالدّين توانست با كشتيهاى خود در كنار آبشار دوّم، از صخره ها بگذرد وبا پيروزى بر ملك داوود، وى رابه اسارت بگيرد و عمويش شكنده را حاكم نوبه گرداند.
سلطان بيبرس در پى اين پيروزى، دفتر محاسبات ويژه اى را براى نوبه در قاهره،