تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2)

تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ١٠٩

بوهمند ششم فرمانرواى انطاكيه با ناوگان خود شتابان براى كمك به طرابلس آمد. در اين هنگام بيبرس چادر و اثاثيه خود را رها كرد و چنين وانمود كرد كه از ترس، عقب نشينى مى‌كند و به سرعت به سوى انطاكيه رفت و به شيوه‌اى كه گفته شد، آن را اشغال كرد، درست در همين لحظات مردم طرابلس سرگرم جشن و بازى بودند و مى‌گفتند: «پيداست كه بيبرس از ما ترسيده است!»» از اين متون در مى‌يابيم كه بيبرس نمى‌خواست به هنگام حمله به انطاكيه از نيروى دريايى خود استفاده كند بلكه تنها به نيروى زمينى خود اتكا داشت زيرا كوشيد نخست ناوگان انطاكيه را از صحنه خارج كند، و سپس يك ستون از نيروهايش را ميان شهر و دريا جاى داد تا هيچگونه نيروى كمكى از آنجا براى آنها نرسد و با اين كار توانست شهر را اشغال نمايد. «٢» مسأله هر چه بوده، سقوط انطاكيه در واقع، مصيبت بزرگى براى صليبيان بود زيرا اين شهر به دليل موقعيّت جغرافيايى ويژه‌اش، از آغازجنگهاى صليبى، همواره پشتوانه نيرومندى براى دولتهاى صليبى بود. منابع مذكور، به نامه‌اى اشاره مى‌كنند كه بيبرس به امير اين شهر يعنى بوهمند ششم نوشت. او در اين هنگام در شهر ديگر تحت تصرّف خود يعنى طرابلس در جنوب انطاكيه به سر مى‌برد. اين نامه پر از ريشخند و استهزاء بود، اينجا مسخره كردن به درد نمى‌خورد بلكه ما تنها مى‌خواهيم ببينيم صليبيان تا چه حدود رو به ضعف و ناتوانى نهاده بودند كه بيبرس توانسته اين عبارات را براى حاكم انطاكيه، يعنى بزرگترين امير نشين صليبى در شام آن روز، به كار برد. «٣» بيبرس، سپس حملات خود رامتوجّه فرماندارى طرابلس كرد و در سال ١٢٧٠ ميلادى (٦٦٩ ه)، راه‌هاى ورودى به شهر و دژهاى پيرامون آن را در اختيار گرفت، مهمترين دژهاى منطقه، دژ اكراد Care de Chevallier و دژ عكا بود، او توانست شهر طرابلس را محاصره كند ولى به او خبر رسيد كه انگليسى‌هاى صليبى به فرماندهى ادوارد، به عكا يورش‌