ترجمة القاضي نورالله - الحسيني، جلال الدين - الصفحة ٨٨
- عط - هزار تصنيفي كه علمان شيعه در روزگار مخالفان كرده باشند بيفايده باشد زيرا كه حق همشيه بر اهل حق ظاهر بوده پس احتياج بكتاب كشف الحق شيخ جمال الدين ابن مطهر وكتاب الفين وكتاب منهاج الكرامة وكتاب طرائف ابن طاووس ولعنيهء شيخ على وامثال آنها مما لاتعد ولا تحصى نباشد بلكه ميگوئيم شكى نيست در آنكه وجود واجب تعالى از جميع مطالب كلامي ظاهر تر است ومع هذا هميشه متكلمان عصر در اثبات واجب تعالى رساله ها وكتابها تصنيف كنند پس بنا بر زعم ايشان بايد كه جميع آن كتب بيفائده تر باشد وديگر در آن كتاب تنها اكتفا برد سخنان مير مخدوم شريفى نشده بلكه فوائد ديگر نيز ذكر شده غنچه هاي حديقهء ناز است * تازه گلهاى گلشن راز است آفتابيست چشم بد زو دور * آسمانيست پر كواكب نور تأمل نمايند كه اين قسم سخنان بغير تيتال بيهوده چيز ديگر هست ؟ وازادني طالب علمي لايق است كه چنين سخن كند ؟ چون فقير تصانيف ايشانرا در جنب تصانيف شيخ سعدى وملا جامى كلوندهء پاى منار گفته بود خواسته اند كه عوض أن قدحي در تصانيف فقير كنند وندانسته اند كه اين نيز كلوندهء پاى منار است اما تميز كار اهل استبصار است نه كار هر غبى بيكار، ديگر نوشته اند كه تصنيف از زادهء طبع خود بايد كرد كه بر صدق " لكل جديد لذة " طبع بآن مايلست تصنيفي كه مشتمل باشد بر آثار واخباري كه بكرات ومرات گوشزد اهل معنى شده چه لطافت دارد ؟ جواب آنست كه مسلم نميداريم كه تصنيف وتأليف بايد كه تمام زادهء طبع مؤلف باشد بلكه اينچنين تصنيف در عالم پيدا نمشود چه علوم بتلاحق افكار انتظام يافته وگاه هست كه علماء بمجرد طبع سخنان خوب ومسائل ضروري اكتفا مينمايند چنانكه اكثر كتب اهل سنت وشرح ملا جامى بر كافيه ومجموعه هاي اخبار وحكايات از آن قبيل است، ديگر مقدمهء مشهورهء " لكل جديده لذة " كليهء نيست (الى ان قال بعد الكلام في عدم كليتها) ديگر از كجا دانسته اند