ترجمة القاضي نورالله - الحسيني، جلال الدين - الصفحة ١٠٦
مطالع قرائت مينمود وفاضل مدقق ملا أبو الحسن كاشى در آن زمان در قزوين بود وميان أو و مير علاء الملك بر سر امرى رقابت بود ومير علاء الملك ميخواست كه اورا آزارى كند لاجرم در روزى كه خبر گرفته بود كه ملا أبو الحسن بر سرمقبره شاهزاده علاء الدين حسين كه محل اجتماع مردم است بسير آمده مرا همراه برداشته وآنجا بردو باتفاق ؟ با ملا أبو الحسن ملاقات واقع شد وخدمت ملاچون بر خصوصيات احوال وطالب علمي من مطلع شد گفت سخنى بشما نقل ميكنم وآنگاه سخنى را كه در تحقيق موجبه سالبة المحمول داشت نقل كرد من گفتم كه اين تحقيق مخالف اصول قوم است ملا أبو الحسن گفت كه من دعوى موافقت آن با اصول قوم نميكنم ؟ ميگويم كه موجبه سالبة المحمول كه مفهوم محصلى داشته باشد بهم ميرسانم وبعد از آن بطريقى كه استادان تحسين تلامذه كنند گفت: " خوبك * خوبك " ومن بغايت از آن آزرده شدم ورسالة اثبات واجب را كه در آن ايام نوشته بود بدست آورده درمقام ردشدم وقطع نظر از منوع ونقوض كه براو ايراد نمودم ظاهرساختم كه شش دليل أو از شرح هياكل مير غياث الدين منصور وشرح أو بررساله واجب پدرش مير صدر الدين محمد مأخوذ ومسروق شده وملا أبو الحسن بنا بر آن تغيير آن نسخه كرده ونسخه را كه الحال مشهور شده نوشت [١] بعد از آن قزوين متوجه
[١] اشار الى هذا المطلب القاضى (ره) فز مجالس المؤمنين، في اواخر المجلس السابع، في ترجمة الامير غياث الدين منصور الشيرازي وعبارته بلفظه هكذا " وغرض از تفصيل تصانيف حضرت مير واظهار تشرف بمطالعه اكثر آن رد بر كلام بعضى از افاضل عصر است مثل ملا أبو الحسن كاشى وملا ميرزا جان شيرازى كه مصنفات حضرت ميررا كه اكثر بواسطة نفاست متداول نشده بود وبدست هر كه مى افتاد بآن ضنت ؟ ميكرد ايشان بدست آورده سخنان خوب را از آنجا ميدزديد وجهت پى غلط كردن ميگفتند كه از تصانيف مير غياث الدين منصور بغير نامى است وبعضي كتب كه در مصنفات متداوله خود نام آنرا مذكور ساخته وجود خارجي نيافته واگر احيانا يكى از آن كتب بدست طالب علمي افتاد وبر دزدى ايشان مطلع شد دعوى توارد ميكند واز حضرت استاد محقق نحرير (*) =