ترجمة القاضي نورالله

ترجمة القاضي نورالله - الحسيني، جلال الدين - الصفحة ٢٧

- يح - برزوكين كه چو سيماب در بسيط زمبن * فتد زنعرهء تكبير پر دلال زلزال نهند پاى تعرض يلان دلير چو شير * كشند دست تطاول چو نيزهاى طوال زدار وگير شود نيزه منحنى چو كمان * زبس جدال شود قد نيزه خم چون دال تو بر كشى زميان تيغ برق كر دارى * كه از تصور آن مرغ دل بسوزد وبال بهر طرف كه عنان سمند ميل دهى * دواسبه جان عدو آيدت باستقبال چنان زسم سمندت عدو شود معدوم * كه در معاد بودهم برو اعاده محال چه آتشست سمندت كه در گه جولان * بود زگرم روى چو شعلهء جوال بدور عرصهء دورانش چون مشاكل بود * حكيم دائره را گفت اوسع الاشكال تكاورى كه بماند ز همعنانى أو * هزار مرحله هنگام پويه پيك خيال باين بهانه كه بال از فرشته وام كند * زهمرهيش بماند براق در دنبال خوشادمى كه شوى ساقى شراب طهور * مواليان تو نوشند جام مالامال اسئلة فراقي "، ديگر " رد مقدمات ترجمهء صواعق محرقه "، ديگر " رسالهء " رسالهء جواب اسؤله شيخ حسن " ١ " "، ديگر " حاشيهء شرح رسالهء آداب مطالعه "، ديگر " رسالهء بيان تشيع سيد محمد نور بخش "، ديگر " رد خطبهء حاشيهء بعضى از معاصرين برشرح مختصر عضدي "، ديگر " شرح رباعى أبو سعيد أبو الخير كه مصراع اولش اينست: " حورا بنظارهء نگارم صف زد "، ديگر " رسالهء مناظرهء گل وسنبل "، ديگر رسالهء منشآت "، ديگر " ديوان قصائد " واز قصائد ايشان يك قصيدهء جهت تزيين اين فردوس درين مقام نگارش مى نمايد ". (١) هذه الرسالة بتمامها مذكورة في كتاب مجالس المؤمنين في المجلس الخامس في ترجمة الشيخ حسن ونقلناها منه في رسالتنا الموسومة " ذيل ميزان الملل " المطبوعة في آخر ميزان الملل انظر (ص ٢٦٣ ٢٥٧ - (*)