ترجمة القاضي نورالله

ترجمة القاضي نورالله - الحسيني، جلال الدين - الصفحة ٨٤

- عه - همچنان بمردم بيگانه نا ملايم است مگر از حالت ملا احمد تته فراموش كرده اند ونيمدانند كه باوچه رسيد ؟ ديگر بابزرگانى كه بوده اند در اين وادى تصنيف كردن بيفايده است اگر غرض رد سخنان مخدوم زادهء شريفى بوده در معرض جواب أو آمدن لازم نبود چه حقيقت حال بر شيعيان واضح ولائح است بهيچ وجه من الوجوه خاطر نشان مخالفان نميشود پس بيفايده باشد ديگر تصنيف از زادهء طبع خود بايد كه بر صدق " لكل جديد لذة " طبايع بآن مايلست تصنيفي كه مشتمل باشد بر اخبار وآثاري كه بكرات ومرات گوشزد اهل معنى شده باشد چه لطافت دارد ؟ جواب القاضى (ره) عن الاعتراضات المذكورة اجاب القاضى عن الاعتراضات المذكورة في جواب المكتوب بما لفظه: " واما آنكه نوشته اند كه مصنفات شما موجب ضرر است جواب آنست كه فقير نام خود را در آن تصانيف ننوشته تا قربة الى - هر چه اراده ميكرد بعنايت الى ولطف پادشاهى ميسر بود اگر اعتبار خويشان مثل مرحوم مير اسد الله صدر معتبر باشد اعتبار خويشان ما بالمراتب زياده از خويش ايشان است چه حالت ومكنت مرحوم مغفور مير جمال الدين محمد صدر ومير محمد يوسف صدر بر همه كس ظاهر است آدمى را چنان حالتى بايد در ذات باشد كه خويشان بذات أو مفتخر باشند لا بالعكس واگر ملاحظهء سن شود بحكم " الفضل للمتقدم " از ايشان متقدميم واگر فضائل وكمالات منظور باشد آنچه ايشان راست از كمالات اكثري از آن ما راست وآنچه ماراست ايشان را نيست واگر اين معنى خاطر نشان ايشان نشود تصنيفات نظميه ونثريه كه بعون الهى از ما بظهور آمده بايد بهتر از آنها از ايشان بظهور رسد عزيز من در راه حق مسكنت وعجز وفروتنى در كار است نه عجب وتكبر وخودبينى، بعضى از استادان گفته اند: عيب است بزرگ بر كشيدن خود را * وز جملهء خلق بر گزيدن خود را از مردمك ديده ببايد آموخت * ديدن همه كس را ونديدن خود را وصرح في موضعين بان له كتابين اسمهما " دلستان، وقبلة الاحرار " وبالغ في وصفهما. اقول: انما ذكرنا هذه الكلمات ليعلم شرح حاله في الجملة للناظرين، لان ترجمته لم اجدها الى الان في موضع. (*)