ترجمة القاضي نورالله - الحسيني، جلال الدين - الصفحة ٨٣
- عد - كه شخصي از امام رضا عليه السلام پرسيد كه حضرت رسالت تقيه ميكرده اند ؟ - فرمود بعد از نزول " والله يعصمك من الناس " تقيه نكرده از اين معلوم ميشود كه قبل ازآن تقيه ميكرده پس يقينا كسى كه ترك تقيه كند مخالفت ايشان كرده باشد اما آنكه تصنيف ايشانرا نويسد بيم ضرر است وجه آنست كه ظاهرا در كشمير تصنيف خود را بيكى از شيعيان داده بودند واحمد بيگ حاكم كشمير بر اين معنى اطلاع يافته در مقام آزار وايذاى آن مرد شده مردم در ميان افتاده سوگندهاى دروغ خورده أو را خلاص كرده اند پس تصنيف چنان بايد كه پيش موافق ومخالف مقبول باشد كه بيم هلاكت در آن مضمر نباشد الحق بيملا خطگيهاى ايشان ونمودن ايشان - ودر برابر مخزن الاسرار هم در دو بحر فكر كرده ايم اما اعتقاد اين نيست كه در برابر ايشان گفته باشيم وبجز اين دو سه كتاب در مثنوى غزل وقصيده نيز كتب ترتيب داده ايم وهر چه گفته ايم همه را نسبت بسخن استادان مزخرف وهذيان ميدانيم اما چون اينسخنان از سينهء كه غل وغش را در أو راه نيست راه خروج گرفته خداى عز وجل حالتى كرامت فرموده كه بنظر هر كس در آمده از موافق ومخالف وخاص وعام اگر چه بنده را نديده اند معتقد گرديده آنها را در برابر منار سدرة المنتهى دانسته بخواندن ونوشتن متوجه شده اند اما چون طبايع مختلف است اگر بعضى منكر باشند عجب نيست چه هيچكس سخن بنوعي نگفته كه مقبول همه كس باشد پس اگر موافق طبع بعضى نباشد باك نيست واگر چه بحسب ضرورت اوقات بنده صرف شعر شد اما الحمدلله كه جريدهء اشعار فقير از هجا ومدح ملوك خالي است بلكه توحيد وتحميد ونعت ومنقبت ونصيح ومواعظ است واگر در دنيا بنده را نفعي از اين سخنان نرسد اميد آنست كه در آخرت برسد وبز تقديري كه، الى آخر ما في المتن. وقال في المكتوب الثامن " مخفى نباشد كه در صغر سن پيش مرحوم مير صفى الدين محمد مير جمال الدين محمد صدر ارشاد ميخوانديم " وقال في المكتوب الحادى عشر " ميگوئيم اگر نسب ملحوظ گردد سلسلهء ايشان وبنده يكى است واگر حسب منظور باشد منصب خواجه لطف الله كه مرد نويسندهء بود يعنى با صدارت آگره محسوب نيست چه صد جزو را اعتبار كل نيست بنده درويشى اختيار نموده بقليلى كه از تعطف بندگان حضرت اعلى مقرر است قناعت كرده داعيهء منصب ننموده كه اگر مينمود باوجود موانع - (*)