ترجمة القاضي نورالله - الحسيني، جلال الدين - الصفحة ٥٨
- مط - الناظر بل يتعذر عليه الاستفادة الكاملة منها من دون مراجعة الى النسخ الخطية أو المآخذ المنقول عنها وذلك على خلاف ما أوصى به القاضى (ره) في آخر هذا الكتاب فانه أورد في آخره خاتمة تشتمل على وصاياه التى آخرها هذه العبارة: " ديگر آنكه چون بعد از اتمام هفت نسخه از اين مجالس ومقابله آنها با اصل مسوده آن اين فقير مستهام باشاعت آن اقادم نموده بنابراين مأمول از الطاف اخوان كرام كه از آن نسخ نقل بردارند آنكه همت بر تصحيح ومقابلهء منقول عنه گمارند تا چنانكه در اكثر كتب تواريخ وسير بنظر ميرسد بتعاقب نقل ومرور روزگار نسخه هاي سقيم خاطر آزار بروى كار نيايد وطبع لطيف ناظران را از مطالعهء آن ملالت نيفزايد ". هذا كله مع اعتراف القاضى (ره) بن الاشعار العربية قد كانت في النسخة الاصلية أيضا مشوشة ملحونة مصحفة وذلك لانه (ره) قال في المجلس الحادى عشر بعد ذكر حكاية [١] تشتمل على ذكر سبب تأليف أبى تمام الكتاب الحماسة ما لفظه: " مخفى نماند كه حال مؤلف اين كتاب در نقل اكثري از اشعار شعراى عرب بر منوال حال شيخ اصفهانست در
[١] وهى هذه " آورده اند كه سبب جمع ابى تمام كتاب حماسه را آن بود كه چون أو در وقت توجه از نيشابور بعراق عرب بولايت همدان رسيد زمستان شد وبرف راه را مسدود ساخت ودرآن اثناء أبو الوفاء محمد بن عبد العزيز كه اديبى بود از اولاد رؤساء وشعر نيز ميگفت أبو تمام را بخانهء خود برده بخدمت أو مشغول شد وچون مدت توقف أبو تمام بواسطهء زمستان امتدادي داشت كتب خود را نزد أبو تمام آورده أبو تمام از آنها اختيار ابيات حماسه نمود ونسخه نزد أبو الوفاء ماند تا آنكه كتب أبو الوفاء بدست شخصي از اهل دينور افتاد كه أو را أبو العواذل دينورى ميگفتند واو در ايامي كه از هجرت نبويه دويست وهفتاد سال وكسرى گذشته بود نقلى سقيم مصحف از آن برداشته باصفهان برد وبعضي از مشايخ اصفهان با آن خلل وقصور كه درآن نسخه بود بر تداول آن رغبت فرمودند وابو بكر خياط را جهت تفحص اشعاري كه مانند كتاب حماسه بود باطراف بلاد فرستاد وهمشيه در مقام اصلاح آن بود تا چنان شد كه مردم از مطالعهء آن بهره يافتند "